طراحی سایت
لاچین سیر
register
اس ام اس های طنز و جدید تصاویر دیدنی و جالب آرایش و زیبایی زنان پیش بینی وضعیت آب و هوا طالع بینی
مشاوره

مشاوره

روغن مورچه
زبان نصرت
بنر آشپزی

شعرهای زیبای سهراب سپهری با ترجمه انگلیسی

تعداد بازدید : 58
مجموعه : فرهنگ و هنر

نوری به روی زمین فرود آمد
دو جاپا  بر شن‌های بیابان دیدم.
از كجا آمده بود؟
به كجا می رفت؟
تنها دو جاپا دیده می شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود.
ناگهان جاپاها براه افتادند.
روشنی همراهشان می‌خزید.
جاپاها گم شدند،
خود را از روبرو تماشا كردم:
گودالی از مرگ پر شده بود.
و من در مرده خود براه افتادم.
صدای پایم را از راه دوری می‌شنیدم،
شاید از بیابانی می‌گذشتم.
انتظاری گمشده با من بود.
ناگهان نوری در مرده‌ام فرود آمد
و من در اضطرابی زنده شدم:
دو جاپا هستی‌ام را پر كرد.
از كجا آمده بود؟
به كجا می‌رفت؟
تنها دو جاپا دیده می‌شد.
شاید خطایی پا به زمین نهاده بود. 

 

A light descended on earth,
I saw two footprints in the desert sands.
Wherefrom had it come?
And where was it going?
Only two footprints were visible,
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake.
Suddenly the footprints started moving,
Light followed the footprints,
The footprints were lost.
I watched myself from the opposite direction:
A cavity was filled by death
And I started to move in my dead corpse,
I could hear the sound of my footsteps from distance,
Maybe I was passing a desert.
I was imbued with a lost expectation.
Suddenly a light fell on my dead body
And I resurrected with anxiety:
Two footprints filled my existence.
Wherefrom had it come?
Where was it going?
Only two footprints were visible
Maybe somebody had stopped on the ground by mistake.

 
 
آموزش آشپزی
کسب درآمد
بنر زبان نصرت
گردشگری
عضویت در گروه
250 کارتون برتر
پربیننده های تکناز
پربیننده ترین ماه
ترسناک
بافتنی
تقویت حافظه
طنز ریوندی
ویژه بانوان
ازدواج و مسایل زناشویی