موضوعات
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
پر بازدید ترین های ماه
بزرگترین تارهای عنکبوتی جهان ( تصویری)عکسهایی از عمل جداسازی دوقلوهای به هم چسبیده عکس هایی از جالب ترین مدل کفش های زنانهعشق چیست؟2 عکس یسیار قدیمی از حرم حضرت علی (ع)عکس هایی عاشورایی از یک عملیات جنگی نکاتی جالب و حیرت انگیز در مورد بسم اللهعکس هایی از دیدنی های کشور برزیلتبلیغ جالب 3 میلیون دلاری !! + عکسچه نوع عینک آفتابی استفاده کنیم؟ (2)اشعار زیبا مخصوص امام زمان (عج)عکس هایی از تزیین داخل یخچال تازه عروس ها چیزهایی که نشدیم ... !! (طنز)اولین زنی که فرمانده ناو جنگی شد !+ عکسچطور میتوان از مال حرام گذشت؟ خطای دید جالب و دیدنی ! (عکس)اس ام اس های تبریک روز پدر (7)زمانیکه پدر عکاس باشه چی میشه ؟! (تصویری)تشییع جنازه ناصرالدین شاه (عکس)عکس های بامزه و طنز (478)اگه گفتین چند نفر هستن !؟ (عکس)هنوزم زیباترینی ! (عکس)ابتکار یک هتل دار ایرانی خوش سلیقه ! (عکس)غرق شدن پسری برای نجات یک دختر !+ عکس
آموزش اسکیت رولمستند رویای زندهمستند نانوک شمالیمستند زندگی خرس هاجوان بی نماز و آخر الزمانمستند پارک ملی YellowStoneآموزش بدنسازی در 8 دقیقهآموزش تقویت هوش کودکانپک عظیم Shutterstockکارتون گامباحیات وحش آمریکای جنوبیکارتون پینگو (Pingu)آنچه مردان درباره زنان بدانندآموزش تفکر منطقی به کودکمستند صعود به کوه های آلپآموزش پیرایش مردانهآموزش ادوات خاک ورزیآموزش آرایش خلیجیآموزش سبک جدید انگلیسیآموزش زبان به روش دیالوگمستند اعتیاد به پلاستیکزندگینامه نانسی عجرمماسک کوچک کننده بینی
عکس 3 کودک کشته شده در برنامه خاله شادونه !فیلمبرداری از حمام زنانه توسط پسر 20 ساله + عکس عکس هایی از افرادی با زیباترین چشم هاجنجال بخاطر یک کلیپ هولناک از یک مادر ! + عکس تصاویر جدید برخورد با بدحجابی در تهرانتست هوش از غضنفر ! (طنز)انشا یک دبستانی در مورد ازدواج (طنز)زندگی به بازیگر رضا داوود نژاد لبخند زد !+ عکسنابودی زمین به همین راحتی !! ( تصویری)دروازهبان به این بی خیالی دیدن !! + تصاویررییسجمهور با لباس جدید ( تصویری)عکس های بامزه و طنز (478)عکس هایی جالب از حیوانات خجالتی (2)عجب کارهایی می کنن بعضی ها ...! (عکس)ابتکار یک هتل دار ایرانی خوش سلیقه ! (عکس)غرق شدن پسری برای نجات یک دختر !+ عکساگه گفتین چند نفر هستن !؟ (عکس)هنوزم زیباترینی ! (عکس)عکس های طنز بامزه (86)دستخط زیبای حضرت علی (ع)عکسی جالب از شکلک درآوردن زنان قاجاری ! جالب ترین اخطار آپارتمان نشینی !! (عکس)فرهاد مجیدی به همراه دخترش !! + عکس
گالری عکس
گزارشی تصویری از دوقلوهای دختر بهم چسبیده ! + تصاویر
به گزارش تک ناز به نقل از جذاب نیوز - دو خواهر 11 ساله دوقلو و بهم چسبیده در مکزیک زندگی...
[ ادامه مطلب ... ]
با دیدن این خانه متعجب خواهید شد ! + تصاویر
این ساختمان در شهر ترفنس اتریش ساخته شده است.به گزارش تک ناز برای جذب گردشگران این خانه و ...
[ ادامه مطلب ... ]
عجیب ترین رکورد گینس توسط این خانم ! + تصاویر
عکس هایی از بلندترین ناخن های جهان مربوط به یک خانم تقریبا بیکار ! این رکورد در کتاب ر...
[ ادامه مطلب ... ]
جستجوی مطالب
ملاقات امیلی با خداوند ( داستان )
ظهر یک روز سرد زمستانی وقتی امیلی به خانه برگشت پشت در ، پاکت نامه ای رادید که نه تمبری داشت و نه مُهر اداره پست روی آن بود؛ فقط نام و آدرس خودش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه داخل آن را خواند:
امیلی عزیز!
عصر امروز به دیدن تو می آیم، تا تو را ملاقات کنم.
با عشق خدا
امیلی همان طور که بادست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟
او که آدم مهمی نبود.
در همین فکرها بود که کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:
من که چیزی برای پذیرایی ندارم.
پس نگاهی به کیف پولش انداخت او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه بیرون آمد برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زودتر به خانه برگردد و عصرانه را برای خداوند حاضر کند!
در راه برگشت زن و مرد فقیری به امیلی گفتتند:
"خانم! ما خانه و پولی نداریم بسیار سردمان است و گرسنه هستیم، آیا امکان دارد به ما کمکی بکنید؟"
امیلی جواب داد:
"متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها و غذا را هم برای مهمانم خریده ام."
مرد گفت:
"بسیار خوب خانم، متشکرم" و بعد دستش را روی شانه ی همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند امیلی ناراحتی شدیدی را در درونش احساس کرد به سرعت دنبال آنها دوید:
"آقا! ، خانم! خواهش می کنم صبر کنید."
وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را هم در آورد و روی شانه های زن انداخت. مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد.
وقتی امیلی به خانه رسید، ناراحت بود. چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:
امیلی عزیز!
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم .
با عشق خدا
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز
تعداد بازدید ۱۹۰۵ بار
ظهر یک روز سرد زمستانی وقتی امیلی به خانه برگشت پشت در ، پاکت نامه ای رادید که نه تمبری داشت و نه مُهر اداره پست روی آن بود؛ فقط نام و آدرس خودش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را باز کرد و نامه داخل آن را خواند:
امیلی عزیز!
عصر امروز به دیدن تو می آیم، تا تو را ملاقات کنم.
با عشق خدا
امیلی همان طور که بادست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟
او که آدم مهمی نبود.
در همین فکرها بود که کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:
من که چیزی برای پذیرایی ندارم.
پس نگاهی به کیف پولش انداخت او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه بیرون آمد برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زودتر به خانه برگردد و عصرانه را برای خداوند حاضر کند!
در راه برگشت زن و مرد فقیری به امیلی گفتتند:
"خانم! ما خانه و پولی نداریم بسیار سردمان است و گرسنه هستیم، آیا امکان دارد به ما کمکی بکنید؟"
امیلی جواب داد:
"متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها و غذا را هم برای مهمانم خریده ام."
مرد گفت:
"بسیار خوب خانم، متشکرم" و بعد دستش را روی شانه ی همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند امیلی ناراحتی شدیدی را در درونش احساس کرد به سرعت دنبال آنها دوید:
"آقا! ، خانم! خواهش می کنم صبر کنید."
وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را هم در آورد و روی شانه های زن انداخت. مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد.
وقتی امیلی به خانه رسید، ناراحت بود. چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:
امیلی عزیز!
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم .
با عشق خدا
امیلی عزیز!
عصر امروز به دیدن تو می آیم، تا تو را ملاقات کنم.
با عشق خدا
امیلی همان طور که بادست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟
او که آدم مهمی نبود.
در همین فکرها بود که کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت:
من که چیزی برای پذیرایی ندارم.
پس نگاهی به کیف پولش انداخت او فقط 5 دلار و 40 سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه بیرون آمد برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زودتر به خانه برگردد و عصرانه را برای خداوند حاضر کند!
در راه برگشت زن و مرد فقیری به امیلی گفتتند:
"خانم! ما خانه و پولی نداریم بسیار سردمان است و گرسنه هستیم، آیا امکان دارد به ما کمکی بکنید؟"
امیلی جواب داد:
"متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها و غذا را هم برای مهمانم خریده ام."
مرد گفت:
"بسیار خوب خانم، متشکرم" و بعد دستش را روی شانه ی همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.
همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند امیلی ناراحتی شدیدی را در درونش احساس کرد به سرعت دنبال آنها دوید:
"آقا! ، خانم! خواهش می کنم صبر کنید."
وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را هم در آورد و روی شانه های زن انداخت. مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد.
وقتی امیلی به خانه رسید، ناراحت بود. چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:
امیلی عزیز!
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم .
با عشق خدا
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز
تعداد بازدید ۱۹۰۵ بار
مطالب مرتبط
جملاتی زیبا از مسیر رفاقت...!انشا یک دبستانی در مورد ازدواج (طنز)انشا یک بچه دبستانی در مورد خارجی ها (اوج خنده)داستان آموزنده آرزوی دانه کوچکضرب المثل باهمه بله با من هم بله؟!فقـر یعنی اینکه ... !! ( جالب و خواندنی )داستان های کوتاه و خواندنی (301)آزمون شاه عباس از رجال !قصر پادشاه ( داستان آموزنده )قصه کوتاه و جالب قوطی کبریتهای آقا موشهداستان کوتاه پدر صلواتینامه عروس 17سالهای که شوهرش را کشت !داستان کوتاه (214)داستان آموزنده تحمل درد عشقداستان گدایی ملانصرالدین !!داستان کوتاه آموزندهبیایید واقعاً مردانه زن ها را گرامی بداریم... (15+) داستان دلیلی برای لزوم افزایش حقوق خدمتکار!!!داستان جالب آقای گاو !داستان شهر ممنوعه !!
اس ام اس جدید
مطالب جالب و خواندنی
مرد عجیبی که صورت خود را حراج کرده تصاویر
استفاده از عجیب ترین آلت ماساژ در چین تصاویر
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست ! عکس
ازدواج خانم بازیگر ایرانی که رکورد زد ! عکس
تابوت 10 هزار دلاری یک امریکایی ! عکس
جالب ترین کلیساهای دنیا را ببینید ! عکس
تعجب همه از عروس اتوبوس سوار ! عکس
بازیگرانی که فرزندشان هم بازیگر شدن ! تصاویر
گربه ای که پس از 16 سال به خانه بازگشت عکس
خالکوبی ده هزار آدرس سایت اینترنتی روی بدن عکس
ضرب المثل جالب چوبکاری نفرمایید
ترس عجیب این زن از دکمه لباس عکس
مقایسه پشت کامپیوتر نشستن !! (عکس )
استفاده از عجیب ترین آلت ماساژ در چین تصاویر
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست ! عکس
ازدواج خانم بازیگر ایرانی که رکورد زد ! عکس
تابوت 10 هزار دلاری یک امریکایی ! عکس
جالب ترین کلیساهای دنیا را ببینید ! عکس
تعجب همه از عروس اتوبوس سوار ! عکس
بازیگرانی که فرزندشان هم بازیگر شدن ! تصاویر
گربه ای که پس از 16 سال به خانه بازگشت عکس
خالکوبی ده هزار آدرس سایت اینترنتی روی بدن عکس
ضرب المثل جالب چوبکاری نفرمایید
ترس عجیب این زن از دکمه لباس عکس
مقایسه پشت کامپیوتر نشستن !! (عکس )
© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.
تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.
مطالب ارسالی شما






