صفحه اصلی  عضویت در سایت  |  مطالب ارسالی شما  |  درباره ما  |  تماس با ما   |  تعرفه تبلیغات
 

  مجله خبری  |   احادیث  |  تغذیه مناسب  | دکوراسیون   |   داستان   |  گردشگری  |   ضرب المثل   |   آموزش آشپزی  |   کاریکاتور   |  انقلاب اسلامی   |   اس ام اس مناسبتی

دانلود عکس ، جزوه ، نمونه سوال ، مقاله  
تصاویر دیدنی
وضعیت آب و هوا
بازی آنلاین
فال خافظ
تبلیغات در تکناز
تماس با ما
 
روغن مورچه

 
 
 

عکس های خنده دار و طنز نوشته (109) عکس های خنده دار و طنز نوشته (109)

عکس های این دختر ناز و زیبای ایرانی عکس های این دختر ناز و زیبای ایرانی

نقاشی های مفهومی و جالب یک هنرمند لهستانی نقاشی های مفهومی و جالب یک هنرمند لهستانی

هنرمندی با ناخن به جای قلم خوشنویسی !+ عکس هنرمندی با ناخن به جای قلم خوشنویسی !+ عکس

عکس هایی دیدنی که نفس شما را در سینه حبس میکنند عکس هایی دیدنی که نفس شما را در سینه حبس میکنند

عشق ستودنی احسان و سولماز در ماه عسل امسال !+ عکس عشق ستودنی احسان و سولماز در ماه عسل امسال !+ عکس

جذاب‌ ترین عکس های علم و فناوری جدید جذاب‌ ترین عکس های علم و فناوری جدید

عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات بامزه (3) عکس های خنده دار از میوه و سبزیجات بامزه (3)

نوشته های جـالب یـک زن در مورد مردها نوشته های جـالب یـک زن در مورد مردها

جالب ترین جشنواره های دنیا را اینجا ببینید !+ عکس جالب ترین جشنواره های دنیا را اینجا ببینید !+ عکس

برنامه های جالب تلویزیون در دهه 60 (+ تصاویر) برنامه های جالب تلویزیون در دهه 60 (+ تصاویر)

چگونه یک بنر تبلیغاتی مناسب بسازیم؟ چگونه یک بنر تبلیغاتی مناسب بسازیم؟

عکس دیدنی پورمخبر در کنار گلزار و امین حیایی عکس دیدنی پورمخبر در کنار گلزار و امین حیایی

روش سنتی گرفتن روغن از کنجد !+ عکس روش سنتی گرفتن روغن از کنجد !+ عکس

نمونه بارز هم رنگ جماعت شدن !+ عکس نمونه بارز هم رنگ جماعت شدن !+ عکس

خواص گیاهان دارویی در درمان بیماری ها خواص گیاهان دارویی در درمان بیماری ها

15 روش طبیعی درمان کمردرد 15 روش طبیعی درمان کمردرد

خواص باور نکردنی شلغم را می دانید ؟ خواص باور نکردنی شلغم را می دانید ؟

این رفتارها را هرگز در حق خود نکنید ! این رفتارها را هرگز در حق خود نکنید !

 عکس های متحرک و زیبای تولدت مبارک عکس های متحرک و زیبای تولدت مبارک

خدایا منو بغل کن ...! (عکس) خدایا منو بغل کن ...! (عکس)

10 نفر از کسانی که با مشکل مغزی توانمندتر شدن !+ عکس 10 نفر از کسانی که با مشکل مغزی توانمندتر شدن !+ عکس

داستان جالب مرد چوپان و شیوانا داستان جالب مرد چوپان و شیوانا

مردی که کم کم آب شد !+ تصاویر مردی که کم کم آب شد !+ تصاویر

داستان واقعی لیلی و مجنون در افغانستان !+ عکس داستان واقعی لیلی و مجنون در افغانستان !+ عکس

مسافرت کوتاه به کجا می توان رفت ؟ مسافرت کوتاه به کجا می توان رفت ؟

نحوه آشنایی حمید گودرزی و همسرش ماندانا !+ عکس نحوه آشنایی حمید گودرزی و همسرش ماندانا !+ عکس

حکم دو بار قصاص برای قاتل پسر و عروس + عکس حکم دو بار قصاص برای قاتل پسر و عروس + عکس

ازدواج مداوم این مرد با دختران 18 ساله !+ عکس

وقتی که دیگر تهرانی ها تحمل گرما را ندارند !+ تصاویر

افراد معروف ایرانی در شبکه های اجتماعی (2)

دختر بچه 6 ساله عجیبی شبیه به گربه + عکس

تازه ترین خبرها از بارداری اولین مرد جهان + عکس

اس ام اس خنده دار مرداد ماه

اس ام اس های خنده دار و بامزه (112)

عکس های خنده دار و بامزه با مجسمه ها (2)

عقد مرد داعشی با دختربچه !+ عکس

واکنش خواننده ی مشهور هالیوودی در مورد جنگ غزه

عکس های بسیار دیدنی پس از سال ها ... !

با بزرگترین زندان شناور در دنیا آشنا شوید + عکس

پبدا شدن ردپای واقعی دایناسورها در این مکان + عکس

مردان از کدام یک از خصوصیات های خانم ها تنفر دارند؟

یکی از تونل‌ های مقاومت در غزه + عکس

عکسهای خنده دار از حیوانات بامزه در حالت های متفاوت

تصاویری از مهر مادری حیوانات نسبت به فرزندانشان

ترسناک ترین عکس های اشعه ایکس + عکس (16+)

تصاویری از دستور عجیب و غریب داعشی ها

جذابترین مدل های شیک لباس شب زنانه (15)

عکس هایی تاریخی که هزاران حرف دارد (2)

جمله ی بامعنی هیچکس به خانه اش نمی رسد...!

چپ شدن ماشین سنگین حمل خودرو پورشه + عکس

عکس هایی دیدنی از خیابان های تهران که جهانی شد

عکس گرفتن خبرنگار مشهور ایرانی با قلب پادشاهان

ورود نخستین مرسدس بنز طلایی در ایران + عکس

گرداندن یکی از اراذل و اوباش درخیابان های تهران +عکس

نحوه آشنایی حمید گودرزی و همسرش ماندانا !+ عکس

جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۳    ساعت: ۱۴:۱۹
فید قیمت طلا سکه ارز
موضوعات
عکسهای گوناگون عکسهای گوناگون
تبلیغات
 
دفع حشرات
 
نایسر دایسر 
 
آموزش های لازم برای قبل و بعد از ازدواج
 
 
جستجو در تکناز
 
 
 

انیشتن شدن

شعر و متن عاشقانه برای تنهایی

شعر و متن عاشقانه برای تنهایی

 

برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم

که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را

برای بار دوم برایت باز گوید.

چرا مرا شکستی ؟چرا؟

اشعاری برایت سرودم

که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند

چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟

چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم

چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟

زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم.

خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم.

چرا این چنین شد/؟چرا؟

من که بودم؟

که هستم به کجا دارم می روم؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….

نمی بخشمت……………………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امیدوارم تا وقتی من تنهام توأم تنها بمونی… امیدوارم هر زجری من کشیدمو می کشم توأم بکشی…

چون باید امثال تو یاد بگیرن دوست داشتن یعنی چی؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میخواهی بروی؟

خب برو…

انتظار مرا وحشتی نیست

شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود

برو…

برای چه ایستاده ایی؟

به جان سپردن کدامین احساس لبخند میزنی؟

برو..

تردید نکن

نفس های آخر است

نترس برو…

احساسم اگر نمیرد ..بی شک ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست

برو…

یک احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود

پس راحت برو

مسافری در راه انتظارت را میکشد

طفلک چه میداند که روحش سلاخی خواهد شد

برو…

فقط برو…..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….

نمی بخشمت……………………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حالا که دست هایت چتر نمی شوند
حالا که نگاهت ستاره نمی بارد
حالا که خانه ای برای ما شدن نداریم
از کاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، ‌خیس اشک هایم نشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید
و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و
به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ ، حس کنی هنوزم دوسش داری
چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش
همه وجودت له شده ….
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی
اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی….
چه قدر سخته وقتی
پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی
تا نفهمه هنوزم دوسش داری …….
چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی
و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب

بگی : گل من باغچه نو مبارک

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من از سواحل خطوط ظلمت فریاد می کشم
خا کسترم را در قطره ای کن
با دریایی از اندوه
مر ا لبریز کن
تا صبحی دیگر
طلوعی دیگر ……………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟

از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،
مجبور به زیستن هستم.

از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟
از چه بنویسم؟

از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟

ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد.

از چه بنویسم؟
از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟

شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،
دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند.

شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشم
به نوعی گناهکاری شناخته شدم.

نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،
یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم.

که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی…
امّا هیهات…. که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی…
از من بریدی و از این آشیان پریدی…

((ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود…
ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.
ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت،
بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد و علتی برای چشم به راه دوختن
و از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم… ))

امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.
چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم.

امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری…
چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانم
و علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را…

باور کن…

که دیگر باور نخواهم کرد عشق را… دیگر باور نمی کنم محبت را…
و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنم
امروز هم گذشت
با مرور خاطرات دیروز
با غم نبودنت..و سکوتی سنگین
و من شتابان در پی زمان بی هدف
فقط میروم ..فقط میدوم
یاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرما
گرمی مهر تو را میخواهند
غنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرند
میان کوچه های تاریک غربت و تنهایی
صدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستی
فقط صدایی مبهم
قول داده بودی برایم سیب بیاوری
سیب سرخ خورشید
سیب سرخ امید
یادت هست؟؟؟
و رفتی و خورشید را هم بردی
و من در این کوچه های تنگ و تاریک
سرگردانم و منتظر
برگی از زندگی ام را ورق میزنم
امروز به پایان دفترم نزدیکم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ………………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمیتونم ببخشمت                   دور شو برو نبینمت
تیکه ای بودی از دلم                گندیدی و بریدمت

هزار و یک رنگی بدون              دروغ و نیرنگی بدون
واسه دل عاشق من               بد نامی و ننگی بدون

راهمو کج کردی عزیز              عشقمو رد کردی عزیز
خودت ندونستی چی کردی     با ما بد کردی عزیز

یادت میاد گفتم بهت               اگه نمیشی مرهمم
تو رو خدا زخمم نشو              که تیکه پاره است بدنم

تو عین ناباوریها                      تو هم شدی یه زخم نو
هیچ نمیخوام مثل تو شم      از جلوی چشام برو………………….

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در امتداد گذر چند ثانیه
صبر کن
تنها برای بودن باش ، بمان
برای یک ثانیه
که اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگند
به اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شاید
به اندازه یک قطره باران در کویر خشک غیرت

پس یک ثانیه صبر کن……………

به کجا میروی ؟
صبرکن !…

صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو !

ای کبوتر به کجا ؟!
قدری دگر صبر کن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو

ای عزیز جان من …
تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !
خنده کن !
عشق نمک گیر شود بعد برو !
یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد …
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !
خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟

باش ای نازنین !
باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود

بعد
برو !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،
می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.
می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی .
می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،
بانگ شادی پس کجا بود؟
این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،
اشک می ریزد برایم.
می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر ره
از کنار برکه ی خون.
باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ،
بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟!
هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادی
مرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری…

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند

غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی
غیر از غباری در لباس تن چه می ماند
از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟
از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر دلتنگی عشق نفرت جدایی متن جدایی برای او که رفته

شعر برای جدایی متن جدایی عاشقانه متن زیبای عاشقانه

 

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

تعداد بازدید ۶۸۹۷۳ بار

عضویت در سایت

ارسال این مطلب به ایمیل دوستان :

 

قوانین