تبلیغات

تبلیغات

حاج قاسم سلیمانی

عصبانیت فاجعه ای خطر آفرین در زندگی

عصبانیت فاجعه ای خطر آفرین در زندگی

هر انسان خدا باوری بدون هیچ شک و تردیدی معترف است که آدمی در زندگی خویش بر سر سفره نعمت های الهی (مادی و معنوی) میهمان بوده و از آنها روزی خورده و بهره مند می گردد. نعمت هایی که به قدری زیاد و بی شمارند که حتّی انسان از شمارش آنها، عاجز و ناتوان است. خداوند بی همتا در این باره به زیبایی می فرماید:(و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها)

 

1. و اگر نعمت های خدا را شمارش کنید، نمی توانید آن را به آخر رسانید.

یکی از بزرگترین نعم الهی که در سرنوشت حیات بخش دنیوی و اخروی انسان، نقش فوق العاده مهمّی را ایفاء می کند، قوه ی غضب و خشم است. این نعمت خدادادی، اهمیّتش در حدّی است که انسان به برکت وجود آن می تواند دنیا و آخرت خود را آباد و به خوشبختی هر دو سرا نائل آید.

انسان باید بداند که؛ خداوند مهربان این قوه ی ارزشمند را بیهوده نیافریده است، بلکه وجود این قوّه در آدمی سرمایه ی زندگی و کلید خیرات و برکات است.

اهمیّت قوّه ی خشم در آدمی بدین جهت است که اگر این قوّه در انسان نبود او را تبدیل به موجودی ترسو، سست و تنبل و ضعیف و بی غیرت می نمود به گونه ای که در برابر زورگویی ها و غارت ها و جنایات هیچ گونه عکس العملی از خود نشان نداده و چون چوب خشکی در یک گوشه افتاده و تنها نظاره گر ماجرا می بود و لذا ما شاهدیم که بسیاری از اقدامات شایسته چون جهاد با دشمنان دین، حفظ جان و مال و ناموس و … همه به برکت وجود این قوّه ی ارزشمند الهی است.

ولی نکته ای که در این باره حائز اهمیّت است این است که: انسان باید قدر این امانت الهی را بداند و در حق آن خیانت نکند و امانت داری در این مورد به این صورت است که از این قوّه گرانبهاء درست و بجا استفاده نماید والّا هرگز از پیامدهای مخّرب و بلاهای خانمان سوزی که در اثر سوء استفاده از این قوّه ی ارزشمند پدید می آید، در امان نخواهد بود.

ششمین پیشوای معصوم، امام صادق (علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (الغضب مفتاح کل شر)

 

2. خشم کلید همه ی بدی هاست.

این سخن زیبا، بیانگر این است که ما باید سرچشمه ی بسیاری از مشکلات جسمانی و روحانی، فردی و اجتماعی را در خشم و عصبانیّت نابجا جستجو نماییم.

ششمین پیشوای معصوم، امام صادق(علیه السلام) در بیانی زیبا و دلنشین در این باره می فرماید: (الغضب مفتاح کل شر). خشم کلید همه ی بدی هاست.

این سخن زیبا، بیانگر این است که ما باید سرچشمه ی بسیاری از مشکلات جسمانی و روحانی، فردی و اجتماعی را در خشم و عصبانیّت نابجا جستجو نماییم.

یک لحظه عصبانیّت ممکن است یک عمر پشیمانی به بار آورده و انسان را به پرتگاههای نیستی و هلاکت انداخته و دنیا و آخرت انسان را به باد فناء دهد. زیرا چه بسا آدمی در اثر عدم کنترل عصبانیّت از دین خدا برگشته و نور ایمان در وجودش خاموش و کارش به کفر و الحاد و توهین به مقدسات دین می انجامد که نتیجه ی آن چیزی جزء بدبختی و سیه رویی و سوختن در آتش قهر الهی نیست.

عصبانیت فاجعه ای خطر آفرین در زندگی

عصبانیت را جدی بگیرید

کنترل عصبانیّت، کاری است بس دشوار و طاقت فرسا که به آسانی نمی توان از پس آن برآمد، و لذا نباید آن را دست کم گرفته و به سادگی از کنار این موضوع گذشت. زیرا به هنگام عصبانیّت، آتش خشم و غضب از قلب انسان شعله ور گشته و در ظاهر او نمایان می گردد به گونه ای که تمام اعضاء بدنش تحت تأثیر این خشم قرار گرفته و او را تبدیل به ماری زخمی می نماید که در پی ریختن زهر مسموم و کشنده ی خویش است. پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت در این باره به زیبایی می فرماید: (ان هذا الغضب جمزهُ من الشیطان توقد فی قلب ابن آدم و ان احدکم اذا غضب احمرت عیناه و انتفخت اوداجه و دخل الشیطان منه …)

 

3. همانا این خشم، آتشی است از ناحیه ی شیطان، که در قلب آدمی افروخته می شود. همانا یکی از شما وقتی خشمناک شود، چشمانش سرخ شده و رگ گردن او باد کند و شیطان در آن وارد شود.

بنابراین به هنگام عصبانیّت، با دشمنی خطرناک و حیله گر به نام شیطان روبرو هستیم و لذا نباید نسبت به آن بی تفاوت باشیم. در ادامه توجّه شما خوانندگان عزیز را به داستانی آموزنده در این زمینه جلب می نمایم:

 

قهرمان واقعی کیست؟

روزی پیامبر عزیز اسلام (صلی الله علیه و آله) از محلّی عبور می کردند، در راه به جمعیّتی برخورد نمودند که در بین آنها، پهلوانی در حال زور آزمایی بود و سنگ بزرگی را که مردم آن را سنگ زورمندان و وزنه ی قهرمانان می نامیدند، از روی زمین بلند می کرد. تماشاگران با مشاهده ی زورآزمایی آن شخص او را تشویق می کردند. پیامبر اکرم پرسید: این اجتماع مردم برای چیست؟ عدّه ای در جواب گفتند: شخصی در اینجا زورآزمایی می کند. سپس حضرت فرمود: به شما بگویم که مرد قوی و قهرمان کیست؟ قهرمان کسی است که اگر شخصی به او دشنام داد غضب نکند و تحمل نماید و بر نفس غلبه کرده و بر شیطان نفس پیروز گردد.4

این شرمساری چون تیری در قلب مؤمن است که دردش، روح و جانش را آزرده می سازد. و لذا از شرّ این بلاء خانمان سوز به خدای مهربان پناه برده و برای کنترل آن از او یاری می جوییم.

بی شک، هر صفت پست و رذیله ای، پیامدهای ناگوار و خسارت باری را در بردارد که غضب و خشم نیز از این امر مستثنی نمی باشد. ما در ادامه به پیامدهای تاریک عصبانیّت نابجا می پردازیم.

 

پیامدهای ناگوار عدم کنترل عصبانیت

1- آسیب به جسم

عصبانیت فاجعه ای خطر آفرین در زندگی

در زمان بروز این بیماری مهلک، انسان آسیب های جدّی به جسم خود وارد می سازد به گونه ای که کمتر عضوی از اعضاء بدن می تواند از آن در امان بماند.

طبق تحقیقات پزشکی، بین عصبانیّت و بیماری رابطه ی نزدیک و تنگاتنگی وجود دارد، به گونه ای که افرادی که زیاد عصبی می شوند، در مقابل بیماری ها آسیب پذیرتر بوده و نسبت به دیگران زودتر به بیماری دچار می شوند. طبق تحقیقات انجام شده در این زمینه، عصبانیّت باعث ترشح هورمون کورتیسل در بدن می شود که ترشح این هورمون اثرات منفی زیادی می تواند در پی داشته باشد؛ تعادل قند خون را بر هم می زند، تراکم استخوان را افزایش می دهد، سیستم ایمنی بدن را تحت فشار قرار داده و بدن را آماده ی پذیرش بیماری های مزمن می کند.

عصبانیت ضربان قلب را تا 180 ضربه در هر دقیقه بالا می برد که این خود باعث افزایش فشار خون می شود، در چنین حالتی تنفس سریعتر شده و عضلات منقبض و سفت می شوند. وقتی انسان عصبی می شود، بدنش مواد شیمیایی ترشح می کند که این مادّه باعث لخته شدن خون در بدن می شود، خون لخته شده در رگ های خونی حرکت کرده و به سمت مغز یا قلب می رود که نتیجه ی آن سکته قلبی یا مغزی است.

عصبانیّت بر روی معده نیز اثرات مخرّبی گذاشته و سلامت آن را تهدید می کند، زیرا در زمان عصبی شدن، اسید معده بیش از حدّ نیاز، شروع به ترشح می کند، این اسید به جداره ی معده رسیده و به آن آسیب جدّی می رساند که نتیجه ی آن مبتلا شدن به بیماری دردناک زخم معده است.

 

2- آسیب به دیگران

انسان عصبانی نه تنها به خود آسیب می رساند بلکه دیگران نیز از آسیب او در امان نیستند، زیرا او در حال غضب، چون دیوانه ها، چراغ عقلش خاموش گشته و در عمل مانند حیوانات درّنده بدون ملاحظه عواقب کار، وحشیانه از خود افعال زشت و حیوانی بروز می دهد. او در حال غضب، اختیار دست  و پا و زبان و سایر اعضاء بدن را از دست می دهد. چشم و لب و دهانش به قدری زشت و بد ترکیب گشته که اگر در آن حال، آینه ای به دستش دهند، از زشتی صورت خود شرمسار می شود.

الگوی اخلاقی و رفتاری مؤمن در این لحظات پر مخاطره، عملکرد بی نقص و بی مثال پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) است

به کرّات دیده شده که چنین اشخاصی در این حالت جنون آمیز، اقدام به کارهای بسیار فجیع و ناشایستی می کنند که هرگز در خور یک انسان عاقل و صاحب فهم و درک و شعور نمی باشد، افعالی چون قتل، جراحت و زخمی کردن جسم دیگران که بعضاً به نقص عضو یا قطع عضو می انجامد.

 

3- آسیب به اموال خود و یا اموال دیگران

انسان در اثر عصبانیّت به حدّی از حماقت و بی عقلی می رسد که حتّی به اشیاء بی جانی که در اطرافش هست نیز رحم نمی کند و وحشیانه آنها را مورد هجوم خود قرار می دهد، در چنین حالتی برای او بین اموال خود و دیگران هیچ تفاوتی وجود ندارد و تنها در پی بیرون ریختن آتش خشمی که در درونش شعله ور گشته می باشد و لذا طبیعی است که اگر دیده شود شخص خشمگین بر قلم و کتاب، کاسه و کوزه و … غضب کرده و آنها را در هم شکسته و یا پاره نماید.

 

4- رسوایی و بی آبرویی

عصبانیت فاجعه ای خطر آفرین در زندگی

انسان در حال خشم و عصبانیّت در اثر مختل شدن فعالیّت مغز کارهایش از مدار عقل خارج گشته و اقدام به کارهای زشت و ناپسندی می کند که در آن حال کوچکترین توجّه ای به زشتی آنها ندارد، اما به محض خاموشی آتش خاموش، لحظه ای به خود آمده و یاد و خاطره ی آنها در ذهنش زنده می شود، در چنین حالتی از رسوایی به بار آورده شده به حدّی شرمسار است که گاه آرزوی مرگ کرده و با آهی برخاسته از جان و ناله ای جگرسوز فریاد می زند که ای کاش مرده بودم و چنین نمی کردم.

آنچه برای مؤمن از هر مصیبتی جانسوزتر و دلخراش تر است، شرمندگی و رسوایی در پیشگاه خداوند بی همتا است.

این شرمساری چون تیری در قلب مؤمن است که دردش، روح و جانش را آزرده می سازد. و لذا از شرّ این بلاء خانمان سوز به خدای مهربان پناه برده و برای کنترل آن از او یاری می جوییم.

 

شاخه گلی از گلستان ولایت

در این کره خاکی شش میلیارد انسان زندگی می کنند، که هر یک ممکن است برای خود، عقیده و سلیقه ای منحصر به فرد داشته باشند، نکته ای که حائز اهمیت است این است که این اختلاف عقیده و سلیقه نباید انسان را در چاله ی تاریک خشم و غضب گرفتار و او را به این خصلت زشت حیوانی مبتلاء سازد.

آدمی در شرایط حساس و سرنوشت ساز زندگی، همیشه باید بهترین ها را، الگوی اخلاقی و رفتاری خویش قرار داده و از آنها درس انسانیت بیاموزد. لحظه ی عصبانیّت نیز از حسّاس ترین لحظات عمر یک انسان محسوب می شود. در آن لحظه ی خطر آفرین، هر آن ممکن است انسان دست به عملی بزند که خسارتی جبران ناپذیر به بار آورده و به بلایی مبتلا شود که پشیمانی از آن سودی نخواهد بخشید.

الگوی اخلاقی و رفتاری مؤمن در این لحظات پر مخاطره، عملکرد بی نقص و بی مثال پیشوایان معصوم(صلوات الله علیهم اجمعین) است، که ما در ادامه شاخه ای از گلستان پر فروغ ائمه ی معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) را در این زمینه تقدیم می نماییم:

نقل شده است: روزی امام حسن (علیه السلام) از راهی سواره گذشتند، که ناگهان مردی شامی با آن حضرت برخورد کرد و شروع به ناسزا گفتن کرد. ایشان هیچ نگفتند تا اینکه مرد شامی هرچه خواست به زبان آورد و گفت. حضرت پیش رفته و با لبخند به او فرمودند: گمان می کنم اشتباه کرده ای. اگر اجازه دهی تو را راضی می کنم، چنانچه چیزی بخواهی به تو خواهم داد، اگر راه را گم کرده ای نشانت دهم، اگر بخواهی بار تو را به منزل می رسانم، اگر گرسنه ای تو را سیر می کنم، اگر فراری هستی تو را پناه می دهم، هر حاجتی داشته باشی برآورده می سازم چنانچه اسباب و همسفران خود را به خانه ما بیاوری برایت بهتر است؛ زیرا ما میهمان خانه ای وسیع و وسایل پذیرایی در اختیار داریم.

مرد شامی با شنیدن این سخنان (برخاسته از دل) به گریه آمد و گفت: گواهی می دهم که تو خلیفه ی خدا در روی زمینی، تو و پدرت ناپسند ترین مردم نزد من بودید؛ ولی اکنون محبوب ترین خلق نزد من هستید، آنگاه آنچه به همراه خویش آورده بود به خانه ی آن حضرت برد و میهمان ایشان شد و به ولایت حضرت اعتقاد پیدا کرد.5

 

تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر

 

بل زد صد لشگر ظفر انگیزتر

 

 

نوشته مهدی صفری- گروه دین و اندیشه تبیان

گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز

تبلیغات