صفحه اصلی      |  عضویت در سایت  |   مطالب ارسالی شما |      درباره ما        |      فروشگاه سایت     |     گالری عکس   |       تعرفه تبلیغات  
موضوعات

توصیه های اخلاقی
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱    ساعت: ۲۲:۱۲
گالری عکس
عکس هایی از خاطرات قدیمی (یاد اون روزا بخیر) عکس هایی از خاطرات قدیمی (یاد اون روزا بخیر)
با دیدن این عکس ها می گین یادش بخیر چه زود گذشت..   ...
[ ادامه مطلب ... ]
اسپرت بازار خودروهای گران قیمت جهان ( تصویری) اسپرت بازار خودروهای گران قیمت جهان ( تصویری)
  نمونه های زیبا از طراحی مدرن خودروهای روز دنیا که بیشتر معروف به غول های خودرو میب...
[ ادامه مطلب ... ]
عکس های جالب از گیتارهای عجیب عکس های جالب از گیتارهای عجیب
  واقعا جالب و عجیبه این گیتارها اما اگه صدای گیتارهای اصیل داشته باشه ! ...
[ ادامه مطلب ... ]
عکس های جعبه های کادویی زیبا و جذاب عکس های جعبه های کادویی زیبا و جذاب
  جعبه کادویی زیبا مخصوص هدیه روز مادر و زن   ...
[ ادامه مطلب ... ]
جستجوی مطالب
 

یک داستان آموزنده

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش ساده اى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد.» آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد.. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم: خوراک مرغ!

 نتیجه اخلاقى:

مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر میکنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد

پایگاه فرهنگی هنری تکناز

تعداد بازدید ۸۴۳ بار

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

ارسال به کلوب ارسال به فبس بوک ارسال به گوگل ارسال به فرند فید ارسال به فرند فید

ارسال این مطلب به دوستان :

© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.

تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.