صفحه اصلی      |  عضویت در سایت  |   مطالب ارسالی شما |      درباره ما        |      فروشگاه سایت     |     گالری عکس   |       تعرفه تبلیغات  
موضوعات

توصیه های اخلاقی
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۱    ساعت: ۲۲:۱۵
گالری عکس
عکس هایی از خاطرات قدیمی (یاد اون روزا بخیر) عکس هایی از خاطرات قدیمی (یاد اون روزا بخیر)
با دیدن این عکس ها می گین یادش بخیر چه زود گذشت..   ...
[ ادامه مطلب ... ]
اسپرت بازار خودروهای گران قیمت جهان ( تصویری) اسپرت بازار خودروهای گران قیمت جهان ( تصویری)
  نمونه های زیبا از طراحی مدرن خودروهای روز دنیا که بیشتر معروف به غول های خودرو میب...
[ ادامه مطلب ... ]
عکس های جالب از گیتارهای عجیب عکس های جالب از گیتارهای عجیب
  واقعا جالب و عجیبه این گیتارها اما اگه صدای گیتارهای اصیل داشته باشه ! ...
[ ادامه مطلب ... ]
عکس های جعبه های کادویی زیبا و جذاب عکس های جعبه های کادویی زیبا و جذاب
  جعبه کادویی زیبا مخصوص هدیه روز مادر و زن   ...
[ ادامه مطلب ... ]
جستجوی مطالب
 

پیرزن و کوزه ترک خورده و فایده ی آن (داستان)

پیرزن و کوزه ترک خورده و فایده ی آن (داستان)

پیرزن و کوزه ترک خورده و فایده ی آن (داستان) www.taknaz.ir

یک پیرزن چینی دوکوزۀ آب داشت که آنها را به دو سر چوبی که روی دوشش می گذاشت ، آویخته بود و از این کوزه ها برای آوردن آب از جویبار استفاده می کرد.
یکی از این کوزه ها ترک داشت ، در حالی که کوزه دیگر بی عیب و سالم بود و همۀ آب را در خود نگه می داشت.
هر بار که زن پس از پرکردن کوزه ها ، راه دراز جویبار تا خانه را می پیمود ، آب از کوزه ای که ترک داشت چکه می کرد و زمانی که زن به خانه می رسید ، کوزه نیمه پر بود.
دو سال تمام ، هر روز زن این کار را انجام می داد و همیشه کوزه ای که ترک داشت ، نیمی از آبش را در راه از دست می داد.
البته کوزۀ سالم و بدون ترک خیلی به خودش می بالید. ولی بیچاره کوزۀ ترک دار از خودش خجالت می کشید .

 

 

از عیبی که داشت و از این که تنها نیمی از وظیفه ای را که برایش در نظر گرفته بودند ، می توانست انجام دهد.
پس از دوسال سرانجام روزی کوزۀ ترک دار در کنار جویبار به زن گفت: من از خویشتن شرمسارم . زیرا این شکافی که در پهلوی من است ، سبب نشت آب می شود و زمانی که تو به خانه می رسی ، من نیمه پر هستم. پیر زن لبخندی زد وبه کوزۀ ترک دارگفت :
آیا تو به گل هائی که در این سوی راه، یعنی سوئی که تو هستی ، توجه کرده ای ؟ می بینی که در سوی دیگر راه گلی نروئیده است.
من همیشه از کاستی و نقص تو آگاه بودم ، و برای همین در کنار راه تخم گل کاشتم تا هر روز که از جویبار به خانه بر می گردم تو آنها را آب بدهی. دو سال تمام ، من از گل هائی که اینجا روئیده اند چیده ام و خانه ام را با آنها آراسته ام.
اگر تو این ترک را نداشتی ، هرگز این گل ها و زیبائی آنها به خانۀ من راه نمی یافت هر یک از ما عیب ها و کاستی های خود را داریم ولی همین کاستی ها و عیب هاست که زندگی ما را دلپذیر و شیرین می سازد.

 

تهیه و تنظیم : پایگاه تکناز

تعداد بازدید ۲۴۷۹ بار

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

ارسال به کلوب ارسال به فبس بوک ارسال به گوگل ارسال به فرند فید ارسال به فرند فید

ارسال این مطلب به دوستان :

© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.

تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.