صفحه اصلی  عضویت در سایت  |  مطالب ارسالی شما  |  درباره ما  |  تماس با ما   |  تعرفه تبلیغات
 

  مجله خبری  |   احادیث  |  تغذیه مناسب  | دکوراسیون   |   داستان   |  گردشگری  |   ضرب المثل   |   آموزش آشپزی  |   کاریکاتور   |  انقلاب اسلامی   |   اس ام اس مناسبتی

دانلود عکس ، جزوه ، نمونه سوال ، مقاله  
تصاویر دیدنی
وضعیت آب و هوا
بازی آنلاین
فال خافظ
تبلیغات در تکناز
تماس با ما
 
روغن مورچه

 
 
 
تصاویری از خلاقانه‌ترین مجسمه‌های ساخته شده ی جهان تصاویری از خلاقانه‌ترین مجسمه‌های ساخته شده ی جهان اقدام جنجالی این فرد برای گرفتن عکس سلفی + عکس اقدام جنجالی این فرد برای گرفتن عکس سلفی + عکس تصاویری از جشن نورافشانی برج ایفل تصاویری از جشن نورافشانی برج ایفل کشته شدن یک نفر به خاطر تصادف با شتر + عکس کشته شدن یک نفر به خاطر تصادف با شتر + عکس مدل لباس مردانه جدید به سبک خارجی مدل لباس مردانه جدید به سبک خارجی عکسهایی از نوشته های رمانتیک و عاشقانه جدید عکسهایی از نوشته های رمانتیک و عاشقانه جدید اسکیت بازی حرفه ای این خانم ایرانی + عکس اسکیت بازی حرفه ای این خانم ایرانی + عکس عکس هایی از  مراسم عجیب شلاق زنی عکس هایی از مراسم عجیب شلاق زنی این سگ مانع کتک زد این مادر به فرزندش می شود + عکس این سگ مانع کتک زد این مادر به فرزندش می شود + عکس تصاویر خنده دار از دعوا در وسط مسابقات موتور سواری تصاویر خنده دار از دعوا در وسط مسابقات موتور سواری احسان علیخانی و عکس زیبایش در کنار مادرش احسان علیخانی و عکس زیبایش در کنار مادرش راهی برای درمان پرخاشگری راهی برای درمان پرخاشگری دختر کوچولو و زیبایی که دماغ ندارد + عکس دختر کوچولو و زیبایی که دماغ ندارد + عکس مدل شلوار جین زنانه مدرن با برند zara مدل شلوار جین زنانه مدرن با برند zara ساعت های گرانقیمت زنانه با برندهای معتبر دنیا ساعت های گرانقیمت زنانه با برندهای معتبر دنیا با قطار به کدام کشورها می توان مسافرت کرد؟ + قیمت با قطار به کدام کشورها می توان مسافرت کرد؟ + قیمت آشنایی با تفریح افراد مشهور هالیوود + عکس آشنایی با تفریح افراد مشهور هالیوود + عکس آموزش گام به گام ساخت گوشواره + عکس آموزش گام به گام ساخت گوشواره + عکس  تفریح این خانم برایش دردسر ساز شد + عکس تفریح این خانم برایش دردسر ساز شد + عکس محبوب ترین بازیگر مرده جهان را بشناسید + عکس محبوب ترین بازیگر مرده جهان را بشناسید + عکس تصاویری از مکان دیدنی شش پیر شیراز تصاویری از مکان دیدنی شش پیر شیراز عکس های جالب و دیدنی از ساختمان نیلوفر آبی عکس های جالب و دیدنی از ساختمان نیلوفر آبی تصاویری از بزرگترین کوره خورشیدی دنیا تصاویری از بزرگترین کوره خورشیدی دنیا راهنمای تیپ مدرن و جذاب مختص دختران جوان راهنمای تیپ مدرن و جذاب مختص دختران جوان تصاویری از مراحل شکل گیری جنین در رحم مادر تصاویری از مراحل شکل گیری جنین در رحم مادر به آتش کشیدن سیگار و تنباکو توسط داعش + عکس به آتش کشیدن سیگار و تنباکو توسط داعش + عکس مضر بودن سوسیس برای کلیه های سنگ ساز مضر بودن سوسیس برای کلیه های سنگ ساز مسلمان شدن زن جوان اوکراینی + عکس مسلمان شدن زن جوان اوکراینی + عکس
عکسی زیبا از علیرضا حقیقی و خواهرشتصاویر دیده نشده از فردوسی پور در شب فینال جام جهانی افطاری رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید + عکسانتظار 21 ساله این عروس و داماد برای رسیدن به همتصاویری از قطعه هنرمندان در بهشت زهرا به دار آویختن این بزمجه در یکی از روستاهای اصفهاناز حقوق ماهانه یک تروریست داعشی با خبر هستید؟معرفی زنان قاتلی که اسم آنها در تاریخ ثبت شده + عکساین تصاویر دیده نشده و جالب شما حیرت زده میکنداین زن انگلیسی دو ماه با موتور ایرانگردی کرد + عکسمدیر فیس بوک با مدل ماشین باورنکردنی اش + عکس ازدواج جنجالی این شهردار با این تمساح وحشتناک + عکسآرنولد 66 ساله هنوز هم با همان استایل قدیمی است + عکساحسان علیخانی و عکس زیبایش در کنار مادرشاختراعاتی که در دنیا با شکست روبه رو شده اند + عکسزایمان جنجالی این زن هندی در هواپیمای در حال پروازربوده شدن ثروت نمرود توسط آمریکایی ‌ها + عکسعکس های جالب از روستای خوش هیکل هااین دختر زیبا هفته ای 1کیلو وزن اضافه میکند + عکسدوست دارید بدانید چه شخصیتی دارید؟ مدرن ترین و جدیدترین مدرسه دردنیا + عکسحرکت جنجالی هافبک سرخ ها همراه با کشیدن سیگارتصاویری از سمندر غول‌ پیکر در کنار جاده‌اشتباه نکن, یک جمله ی زیبا و خواندنیخوش گذرانی بازیکنان سایپا با این ماشین عجیب + عکسزشت ترین خودروهای موجود در جهان + عکساقدام جنجالی این فرد برای گرفتن عکس سلفی + عکساین افراد بیشترین کاهش وزن را داشته اند + عکس
جمعه ۳ مرداد ۱۳۹۳    ساعت: ۸:۱۳
فید قیمت طلا سکه ارز
موضوعات
عکسهای گوناگون عکسهای گوناگون
تبلیغات
 
دفع حشرات
 
نایسر دایسر 
 
آموزش های لازم برای قبل و بعد از ازدواج
 
 
جستجو در تکناز
 
 
 

انیشتن شدن

داستان های کوتاه و خواندنی (301)

از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !


امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...
پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...

منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!

ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...

دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!

حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!

یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!

تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!

همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...

داستان های کوتاه و خواندنی (301)

داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر


یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...

یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.

آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: "گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ". وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!

پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...

چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد "آی گرگ، آی گرگ" چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!

مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.

بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از "گاز" سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: "خود کرده را تدبیر نیست". یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان "چوپان دروغگو" را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.

اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست ""راستگو"" باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه ""گوسفندان""، ""چماق"" و ""سگ های نگهبان"" خود را به یک نفر نسپاریم**.


داستان های کوتاه و خواندنی (301)

حکایت چهار دانشجو‎


چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.

مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:


که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.

استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

1. نام و نام خانوادگی؟
2 نمره

2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟
18 نمره

الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیك سمت چپ عقب

بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!


داستان های کوتاه و خواندنی (301)

مورچه و سلیمان


روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...



تعداد بازدید ۱۶۰۱۱ بار

عضویت در سایت

ارسال این مطلب به ایمیل دوستان :
انشا یک بچه دبستانی در مورد خارجی ها (اوج خنده)مرد زشتی که با زیباترین دختر دنیا ازدواج کرد (داستان)این مرد زشت دل دختر زیبا را با این حرف ربود ! (+عکس)نامه ای به خدا که به واقعیت پیوست !!!انشا یک دبستانی در مورد ازدواج (طنز)دکتری برای خواستگاری دختری رفت !+ داستان جالبداستـان های کوتـاه جالب و خوانـدنی (201)داستانی عاشقانه و پند آموز ! ( داستان کوتاه )هرگز زود قضاوت نكنید ( به افتخار همه دکترهای عزیز )داستان خواندنی ازدواج آهو با الاغ ! داستان های کوتاه و خواندنی (301) داستان عاشقانه و بسیار غمگین (حتما بخوانید)داستان واقعی عزرائیل در سی سی یو !!یک داستان عشقی بسیار جالب و مقداری با ارزش ماجرای خواندنی دختر فراری که یک شب پیش یک طلبه ماند!فقـر یعنی اینکه ... !! ( جالب و خواندنی )مجموعه ای از چند داستان کوتاه جالب و خواندنیرفاقت واقعی یعنی این ... (داستان زیبا)عاقبت چاپلوسی در دربار کریم خان زند ( بسیار آموزنده )بیایید واقعاً مردانه زن ها را گرامی بداریم... (15+)
elizabet   rolex   rolex   rolex

 

قوانین