زندگی بسیار عجیب و باورنکردنی این مرد با سه پا + عکسعکس های جالب و خلاقانه از یخبندان شهر ونیز !!این مرد بهترین شغل جهان را دارد! + تصاویر دیو سفید ، هنرهای تجسمی و بصری ایران (+عکس)تصاویر دلنشین و زیبا از مزرعه گل های سنیل در هند عکس های دیدنی اهلی کردن عقاب ها در مغولستان زندگی عجیب یک دختر داخل جسد خرس! + عکس لاغر شدن با نوشیدن آب، درست یا غلط؟ نتیجه 40 سال آب ندادن به باغچه توسط این مرد (+عکس) روشی وحشتناک و عجیب برای تبلیغ عسل !(+عکس) ۱۰ ارزش تربیتی و مهم که باید به کودکان بیاموزیدسیر ترشی صنعتی بهتر است یا خانگی؟موفقیت جراحی نوزاد عجیب 8 دست و پایی ! + عکسطرز تهیه و خوشمزه کردن زیره پلو کرمانیعجیب‌ترین روش‌های سفارش غذا در دنیا هشدار جدی درباره داروهای تبلیغی شبکه‌های ماهواره‌ای پوستر جشنواره فیلم کن 2014 رونمایی شد (+عکس)تصاویری از اتومبیل بی ام و M4 سال 2015فراموش کن (زیبای عاشقانه)شما باورتان می شود این ها کیک باشند؟ + (تصاویر)مساجد مهم جهان از نظر معماری، تاریخی و سیاسیپسر بچه هندی با بیشترین انگشت رکوردار گینس شد + عکس اولین گفتگوی خانوادگی و خصوصی نرگس محمدیرویایی ترین دهکده های ساحلی ایتالیا + (عکس)شیر مادر چه فوایدی دارد؟بهترین مقاصد مسافرتی در بهار + (تصاویر)بد قیافه ترین بازیگران موفق + تصاویر
سری جدید تصاویر خنده دار از گوشه کنار جهان ماشین لوکس پسر قلعه نویی + عکس عشق مادربزرگ به نوه اش !+ عکس گران ترین مجلس عروسی جهان (+عکس) تنبلی های دیدنی در سرتاسر جهان (عکس) عکسهایی از کلکسیونی از اتومبیل های شیک رونالدو اس ام اس های جدید طنز (94)کاریکاتورهای جالب انصراف از یارانه ذرت مکزیکی نخورید ! هتلی جالب و شگفت انگیز در دل کویر (+ تصاویر)لذت دیدن این تصاویر جذاب را از دست ندهید اعتراض جالب یک مرد عربستانی نقص فنی اتومبیلش !+ عکس ماجرای خواندنی دختر فراری که یک شب پیش یک طلبه ماند! عکس های از هزار جریب با طبیعتی بهشتی آنچه کم داریم ...(+عکس) عکس هایی از زندگی شکیرا با همسر و فرزندش زنی که با کفش پاشنه بلند مردی را به قتل رساند !+ عکسزنان محافظ و بادی گارد ریاست جمهوری فسلطین! + تصاویر عجیب ترین مراسم تدفین در دنیا (+عکس) گروگان گیری عجیب با ساتور در وسط خیابان (+ تصاویر) کثیف ترین جشنواره های معروف در جهان +تصاویرزندگی بسیار عجیب و باورنکردنی این مرد با سه پا + عکس
پنج شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۳    ساعت: ۲۳:۲۲
تبلیغات
www.tapcd2012.ir      www.tapcd2012.ir
جستجوی مطالب
 

داستان کودکانه درخت سیب

داستان کودکانه درخت سیب
 قصه کودکانه درخت سیب

سال ها پیش پسر کوچولویی بازیگوش عاشق بازی کردن در اطراف درخت سیب بزرگی بود. او هر روز از درخت بالا می رفت و سیب هایش را می خورد و استراحتی کوتاه در زیر سایه اش می کرد. او درخت را دوست می داشت و درخت هم عاشق او بود. زمان به آرامی گذشت و پسر کوچولو بزرگ شد و دیگر هر روز برای بازی به سراغ درخت نمی آمد.
یک روز، پسر بعد از مدت ها برگشت، اما این بار مثل همیشه خوشحال نبود.
درخت به پسر گفت: بیا با من بازی کن.
پسر جواب داد: من دیگر یک پسر کوچولو نیستم و با درخت ها بازی نمی کنم. دوست دارم برای خودم اسباب بازی داشته باشم ولی پولی ندارم.
"متاسفم. ولی من پولی ندارم، اما تو می توانی همه ی سیب های مرا بچینی و آن ها را بفروشی و از پولش برای خودت اسباب بازی بخری."
پسر بسیار خوشحال شد و تمام سیب ها را چید و با ذوق و شوق آن جا را ترک کرد. پسر هرگز بعد از چیدن سیب ها به سراغ درخت نیامد.
یک روز پسر بعد از مدت ها پیش درخت برگشت این بار پسر برای خودش مردی شده بود. درخت بسیار هیجان زده شد و گفت: بیا باهم بازی کنیم.
" من وقتی برای  بازی ندارم. باید کار کنم و برای خانواده ام یک خانه بخرم. تو می توانی به من کمک کنی؟"
"متاسفم، ولی من خانه ندارم، اما می توانی شاخه های مرا ببری و با آن خانه بسازی." مرد هم همین کار را کرد و با شادمانی درخت را ترک کرد. درخت از دیدن دوست قدیمی اش خوشحال شد، اما او دیگر پیش درخت نیامد. درخت دوباره تنها و ناراحت شد.
یک روز گرم تابستانی، مرد برگشت و درخت بسیار خوشحال شد.
درخت گفت: بیا باهم بازی کنیم!
مرد گفت: من دیگر پیر شده ام و دلم می خواهد با قایق به سفر دریایی بروم. تو می توانی به من قایقی بدهی؟
" تنه ی مرا ببر و برای خودت قایقی بساز. تو با قایقت می توانی به دوردست ها سفر کنی و از آن لذت ببری."
مرد هم تنه ی درخت را قطع کرد و از آن برای خود قایقی ساخت و به سفر دریایی اش رفت و مدت زمانی طولانی دیگر پیش درخت نیامد.
سرانجام مرد بعد از چند سال بازگشت. درخت گفت: متاسفم پسرم، اما من دیگر چیزی برای دادن به تو ندارم. حتی سیبی هم ندارم تا از تو پذیرایی کنم.
مرد پاسخ داد: مهم نیست، چون من هم دندانی برای گاز زدن ندارم.
"حتی تنه ای ندارم که بتوانی از آن بالا بروی"
"من آن قدر پیر شده ام که دیگر نمی توانم از جایی بالا بروم."
درخت اشک ریخت و گفت: من واقعاً نمی توانم به تو کمکی بکنم، تنها چیزی که برایم باقی مانده ریشه های خشکیده ی من است.
مرد جواب داد:من حالا به چیز زیادی احتیاج ندارم، تنها جایی می خواهم که بتوانم در آن استراحت کنم. من خسته و پیر شده ام.
"خب! ریشه های درخت پیر بهترین مکان برای تکیه دادن و استراحت کردن است. بیا بنشین و استراحت کن."
مرد کنار ریشه ی درخت نشست و درخت هم از خوشحالی اشک ریخت.
تعداد بازدید ۱۵۹۷ بار

ارسال به کلوب ارسال به فبس بوک ارسال به گوگل ارسال به فرند فید ارسال به فرند فید

ارسال این مطلب به ایمیل دوستان :
 

 

مجله خبری
موفقیت جراحی نوزاد عجیب 8 دست و پایی ! + عکس هشدار جدی درباره داروهای تبلیغی شبکه‌های ماهواره‌ایبا انصراف از دریافت یارانه از بیمه رایگان بهره مند شوید 3 همسایه ایران در رتبه بالاترین هزینه های نظامی در جهان بز گلپایگانی که 6 قلو زایمان کرد !+ عکس زنی که با کفش پاشنه بلند مردی را به قتل رساند !+ عکس گروگان گیری عجیب با ساتور در وسط خیابان (+ تصاویر) محرم جدیدترین سلاح ارتش جمهوری اسلامی ایران آزادی زن پرتاب کننده کفش به سمت هیلاری کلینتون (+عکس) آخرین قیمت سکه‌، طلا و ارز در بازار (+جدول) اقدام وحشیانه سعودی ها با این زن مسیحی (+عکس) اتهام به قتل کودک ۹ ماهه پاکستانی ! (+عکس) حراج نخستین ناو هواپیمابر هند (+عکس) افرادی که موفق به ثبت نام یارانه نشدن چیکار کنند ؟ دختر 15ساله عربستانی قهرمان جهاد نکاح شد!+ عکس در نظرسنجی های خلیج فارس یا خلیج ع رب ی شرکت نکنید پرسود ترین بازار در سال 2014 چیست ؟ زمان نام نویسی و درخواست یارانه جدید براساس کد ملی اولین شهردار زن محجبه تاریخ ترکیه برگزیده شد (+عکس) آغاز ساخت بلند ترین برج جهان در عربستان (+عکس)