

















انسان، عاطفیترین موجود زنده
شاید اغراق نباشد كه بگوییم انسان، عاطفیترین موجود زنده روانشناختی است. عاطفه است كه انسان را آفریده و انسان است كه پیشتر و غالباً با عواطفش زندگی میكند تا عقلش. تقریباً هیچ عمل انسان را نمیتوان یافت كه به نحوی رنگ عاطفی نداشته باشد.
تولیدمثل، حفظ و بقای نسل و حتی ادامه حیات عمدتاً معلول عواطفاند تا عقل. به اعتقاد اگن ناش (روانشناس) راه دستیابی به ازدواج موفق و یك زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است.
اگر بدانی چه موقع معذرتخواهی كنی. در حقیقت دانستن این كه چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرتخواهی كنید و برخورداری از تواناییهایی چون شكیبایی، بردباری و مدارا كردن هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارتهای عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، كنترل خود و درك عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. مواردی كه ذكر شد از اجزای هوش عاطفی است كه لازمه گفتگو و تعامل موفقیت آمیز یك زندگی زناشویی به حساب میآید. اما هوش عاطفی به چه طریقی میتواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟
توصیفهای داده شده از هوش هیجانی (هوش عاطفی) به همان قدمت رفتار انسانی است. از انجیل عهد قدیم و عهد جدید و فلاسفه یونانی گرفته تا شكسپیر، توماس جفرسون و روانشناسی مدرن مطرح شده است. كسانی كه هوش هیجانی خود را تقویت میكنند و آن را به حد كمال میرسانند، یك توانایی منحصر به فرد به دست میآورند تا در شرایط و موقعیتهایی كه دیگران در آنها گیر میكنند و رنج میكشند، بخوبی شكوفا شوند. هوش هیجانی چیزی در درون هر یك از ماست كه تا حدی نامحسوس است. هوش هیجانی است كه تعیین میكند چگونه رفتار خود را اداره كنیم. چگونه با مشكلات اجتماعی كنار بیاییم و چگونه تصمیماتی بگیریم كه به نتایج مثبت ختم شود. ثرندایك اولین كسی بود كه مهارتهای هوش هیجانی را نامگذاری كرد. اصطلاحی كه او اختراع كرد هوش اجتماعی، نشانگر توانایی افرادی است كه درخوب كنار آمدن با مردم، مهارتهای كافی دارند. در سالهای دهه 1980 بود كه هوش هیجانی (EQ) نام فعلی خود را به دست آورد. مفهوم هوش هیجانی نشان داد كه چرا 2 نفر با IQ (هوش عقلی) یكسان ممكن است به درجات بسیار متفاوتی از موقعیت در زندگی دست یابند. این هوش یك عنصر بنیادین از رفتار است كه جدا و متفاوت از هوش شناختی (عقل) عمل میكند. این هوش قابلیت انعطافپذیری است كه به آسانی آموخته میشود.
درك عاطفی در روابط زوجین
مایر و همكارانش اعتقاد دارند اساسیترین توانایی مؤثر در هوش عاطفی، دریافت و تشخیص دقیق عواطف است. محققان در این زمینه دست به آزمایشاتی زدهاند كه نتایجی را در برداشته است كه به آنها اشاره میكنیم. اول از همه، این نتایج نشان میدهد ازدواج و زندگی زناشویی یك بافت سرشار از عاطفه است. در ازدواجهایی كه در آنها زوجین با یكدیگر در تعارض و دعوا باشند، برانگیختگیهای عاطفی زیادتری دیده میشود. به عبارت دیگر، بیشتر اختلافات میان زوجین به دلیل برانگیختگیهای عاطفی صورت میگیرد، كما این كه ارزیابیهای فیزیولوژیكی (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیتهای ماهیچهای) این موضوع را نشان میدهد. همچنین مطالعات نشان میدهد افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یكدیگر تفاوت دارند؛ مثلاً بعضی زوجها، آشكارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بیتوجه هستند و آن را نادیده میگیرند یا آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. علاوه بر اینها، انسانها دارای تفاوتهای قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی زوجها عادت دارند پیامهای عاطفی مبهم گیجكنندهای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان میخندند وهم اخم میكنند.)
مهمتر از همه اینها، پژوهشگران دریافتهاند زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی كه رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یكدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهند.
زوجهایی كه با هم اختلاف و انتظارات نادرستی از یكدیگر دارند، پیامهای عاطفی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یكدیگر بروز میدهند كه سبب ایجاد خشم و عصبانیت درهر دو، نسبت به طرف مقابل میشود. به این ترتیب، پیامدهای مخرب و منفی به صورت یك حلقه معیوب در میآید كه رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار میشود. در حقیقت این نوع پیامدهای منفی و ویژگی بارز ازدواجهای ناموفق است. مطالعات دیگر نیز نشان داده زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل میكنند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیركلامی در جریان ارسال پیامهای عاطفی است. برای مثال وقتی یك زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش میدهد، احتمالاً از علائم غیركلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یك لحن صمیمانه هنگام سخن گفتن استفاده میكند. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیامهای مبهم و مختلط (تركیبی) دارند. برای مثال وقتی كه مردی میخواهد پیام عاطفی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدیدكنندهای چون حركات ابرو یا چشم.
همانگونه كه انتظار میرود ناتوانی مردان در تشخیص و بروز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواجهای ناموفق است.
زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی كه رابطه عاطفی خوبی ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یكدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهنددر مجموع، تمام این صحبتها یعنی زنان با هدف ایفای نقش مدیریت احساسات وارد زندگی مشترك میشوند، در حالی كه مردان در تداوم زندگی زناشویی چندان اهمیتی برای عواطف قائل نیستند. در واقع موضوعات خاصی چون میزان ارتباط جنسی، نحوه تربیت فرزندان یا این كه زن و شوهر با چه میزان بدهی و پسانداز احساس راحتی میكنند، موضوعاتی نیستند كه یك زندگی زناشویی را پابرجا نگاه دارند یا متلاشی كنند. برعكس شیوه بحث درباره این نكات حساس است كه در سرنوشت ازدواج حائز اهمیت است، حتی این كه زن و شوهر درباره نحوه مخالفت كردن به توافقی با یكدیگر برسند، رمز بقای ازدواج است. مردان و زنان باید بر تفاوتهای جنسیتی ذاتی خود در برخورد با احساسات حاد غلبه كنند. در صورت شكست در انجام این كار، زوجین نسبت به شكافهای عاطفیای كه در نهایت میتوانند موجب گسستن پیوند آنان شوند، آسیبپذیر میشوند. اگر یكی از زوجین یا هر دوی آنها، كاستیهای خاصی از نظر هوش هیجانی داشته باشند، احتمال عمیقتر شدن این شكافهای عاطفی افزایش خواهد یافت. گاتمن دریافت یكی از علائم اولیهای كه نشان از خطرناك بودن ازدواج را آشكار میكند، انتقاد شدید است. در ازدواج سالم، زن و شوهر در امر گله كردن از یكدیگر احساس راحتی میكنند، اما معمولاً زوجین در بحبوحه عصبانیت، گلههای خود را در قالبی منحرف همچون حمله به شخصیت طرف مقابل ابراز میكنند كه به ترور شخصیت معروف است، یعنی انتقادی است كه نه بر عمل فرد، بلكه به خود فرد وارد میشود و تأثیر عاطفی این انتقادهای شدیداللحن از شكایتهای منطقیتر بسیار تباه كنندهتر است. قابل درك است كه احتمال بروز چنین حملاتی زمانی افزایش پیدا میكند كه زن یا شوهر احساس كنند طرف مقابل شكایت آنان را نشنیده یا نادیده گرفته است.
زمانی گفته میشود كه رابطه زوجین، از لحاظ هوش هیجانی در سطح بالایی قرار دارد كه زن و شوهر انرژی خود را برای تعمیر اختلافها صرف میكنند. تعمیر یعنی نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به یكدیگر بدون توجه به تعارض و كشمكشی كه دارند. وقتی با همسرتان جر و بحث میكنید هركلمه و هر عمل شما با همسرتان میتواند اوضاع را بهتر یا بدتر كند. تعمیرات بیانگر این واقعیت هستند كه مهارتهای هوش هیجانی در درون رابطه مورد استفاده قرار گیرند. تعمیر یعنی پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمنی نسبت به همسر. اولین امید به تعمیر موفق، از خودآگاهی شما ریشه میگیرد. اگر هیجانها شما را محكم به دیوار میكوبند هرگز نمیتوانید بحث را به جایی برسانید، بنابراین زیرنظر داشتن و كنترل هیجانها و رفتارهایتان میتواند بسیار مشكل باشد. در طول جر و بحث برای این كه دچار بعضی احساسات نشوید مثل احساس گناه، انرژی خود را روی درك هیجانهای خود متمركز كنید. اگر فكر میكنید احساسها آنقدر شدید است كه نمیتوانید واضح فكر كنید، بهتر است گفتگو را به زمان دیگری موكول كنید.
اگر هیجانات، شما را بیحال و گیج كرده، به همسرتان بگویید كنترلتان را از دست دادهاید و به اندكی زمان نیاز دارید تا آرام شوید و افكارتان را از پراكندگی درآورید. اگر حدس میزنید كه بحث به جایی نمیرسد و نمیتوانید واضح فكر كنید خودتان را به زور وارد بحث نكنید. اگر به اندازه كافی آرام هستید و اگر میتوانید اوضاع را ارزیابی كنید، میتوانید گام بعدی را برای تعمیر بردارید. از مهارتهای هوش اجتماعی خود كمك بگیرید و روی این موضوع تمركز كنید كه اوضاع از دید همسرتان چگونه دیده میشود. حدس نزنید بلكه واقعاً فكر و احساس او را در نظر بگیرید. باید به همسرتان نشان دهید كه به نظر او اهمیت میدهید، حتی اگر با آن موافق نباشید. باید به راههایی بیندیشید كه از طریق آنها بتوانید همسرتان را متقاعد كنید افكار شما صحیحتر است و از خود بپرسید چگونه میتوانید احساسات او را ارزشمند بدانید. احترام گذاشتن به عقاید همسرتان چه غلط باشند چه صحیح، كلید كنار آمدن است.
برقراری رابطهای كه به خوشبختی و كامیابی منجر شود مستلزم توانایی ظرفیت هیجانی بالایی است كه قدرت درونی، مهارتهای تسلط بر نفس و توانایی تحمل توفانهای زندگی را به شما خواهد داد. با احترام و عشق و گذشت دو جانبه میتوانیم با افراد با آرامش ذهنی، كار یا زندگی كنیم وگرنه در دنیای آشفته درون خود زندگی خواهیم كرد.
تعداد بازدید ۴۵۹ بار
مطالب مرتبط
تست جالب و خواندنی احساسی هستید یا منطقی؟راه های مفید برای تقویت حافظه سی کار 30 ثانیه ای برای داشتن زندگی بهتر !10 قانون مهم در زندگی !چگونه به روابط نامشروع نه بگوییم؟5 روش عالی برای بیان ایده ها بصورت شفافسنجش میزان اعتماد به نفس مخصوص نوجوانان !شخصیت شناسی با میوه مورد علاقه شما در شب یلداآیا کائنات مرا دوست می دارد؟ چه چیزی باعث خوشحالی ما انسانها می شود؟تست روانشناسی عشق و دوستی آیا درباره خودتان سالم فکر می کنید ؟!دختران سیگاری تصور وارونه از زن مدرنچه کسی رئیس زندگی است؟ تست روانشناسی شناخت احساساتتست های هوش و روان شناسی و سرگرمیچقدر با آداب اجتماعی آشنایی دارید؟100 واقعیت درمورد نیمه گم شده زندگی !!آزمون روانشناسی (درونگرا یا برونگرا؟)راز تـداوم در یـک زنـدگی
اس ام اس جدید
عکسهای بازیگران
©
کلیه
حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.
تمامی مطالب این
پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.
تولیدمثل، حفظ و بقای نسل و حتی ادامه حیات عمدتاً معلول عواطفاند تا عقل. به اعتقاد اگن ناش (روانشناس) راه دستیابی به ازدواج موفق و یك زندگی خانوادگی سرشار از خوشبختی، بسیار ساده و سرراست است.
اگر بدانی چه موقع معذرتخواهی كنی. در حقیقت دانستن این كه چه موقع، چرا و چگونه از همسرتان معذرتخواهی كنید و برخورداری از تواناییهایی چون شكیبایی، بردباری و مدارا كردن هنگام عصبانیت، احتیاج به مهارتهای عاطفی پیشرفته و سطح بالایی چون همدلی، كنترل خود و درك عمیق نیازها و احساسات دیگران دارد. مواردی كه ذكر شد از اجزای هوش عاطفی است كه لازمه گفتگو و تعامل موفقیت آمیز یك زندگی زناشویی به حساب میآید. اما هوش عاطفی به چه طریقی میتواند زندگی زناشویی را تحت تأثیر خود قرار دهد؟
توصیفهای داده شده از هوش هیجانی (هوش عاطفی) به همان قدمت رفتار انسانی است. از انجیل عهد قدیم و عهد جدید و فلاسفه یونانی گرفته تا شكسپیر، توماس جفرسون و روانشناسی مدرن مطرح شده است. كسانی كه هوش هیجانی خود را تقویت میكنند و آن را به حد كمال میرسانند، یك توانایی منحصر به فرد به دست میآورند تا در شرایط و موقعیتهایی كه دیگران در آنها گیر میكنند و رنج میكشند، بخوبی شكوفا شوند. هوش هیجانی چیزی در درون هر یك از ماست كه تا حدی نامحسوس است. هوش هیجانی است كه تعیین میكند چگونه رفتار خود را اداره كنیم. چگونه با مشكلات اجتماعی كنار بیاییم و چگونه تصمیماتی بگیریم كه به نتایج مثبت ختم شود. ثرندایك اولین كسی بود كه مهارتهای هوش هیجانی را نامگذاری كرد. اصطلاحی كه او اختراع كرد هوش اجتماعی، نشانگر توانایی افرادی است كه درخوب كنار آمدن با مردم، مهارتهای كافی دارند. در سالهای دهه 1980 بود كه هوش هیجانی (EQ) نام فعلی خود را به دست آورد. مفهوم هوش هیجانی نشان داد كه چرا 2 نفر با IQ (هوش عقلی) یكسان ممكن است به درجات بسیار متفاوتی از موقعیت در زندگی دست یابند. این هوش یك عنصر بنیادین از رفتار است كه جدا و متفاوت از هوش شناختی (عقل) عمل میكند. این هوش قابلیت انعطافپذیری است كه به آسانی آموخته میشود.
درك عاطفی در روابط زوجین
مایر و همكارانش اعتقاد دارند اساسیترین توانایی مؤثر در هوش عاطفی، دریافت و تشخیص دقیق عواطف است. محققان در این زمینه دست به آزمایشاتی زدهاند كه نتایجی را در برداشته است كه به آنها اشاره میكنیم. اول از همه، این نتایج نشان میدهد ازدواج و زندگی زناشویی یك بافت سرشار از عاطفه است. در ازدواجهایی كه در آنها زوجین با یكدیگر در تعارض و دعوا باشند، برانگیختگیهای عاطفی زیادتری دیده میشود. به عبارت دیگر، بیشتر اختلافات میان زوجین به دلیل برانگیختگیهای عاطفی صورت میگیرد، كما این كه ارزیابیهای فیزیولوژیكی (مثل ضربان قلب، افزایش رسانایی پوست و فعالیتهای ماهیچهای) این موضوع را نشان میدهد. همچنین مطالعات نشان میدهد افراد در توانایی دریافت و تشخیص دقیق عواطف خود و دیگران با یكدیگر تفاوت دارند؛ مثلاً بعضی زوجها، آشكارا نسبت به علائم عاطفی همسرشان بیتوجه هستند و آن را نادیده میگیرند یا آمادگی سوءتعبیر و عدم تشخیص صحیح این عواطف را دارند. علاوه بر اینها، انسانها دارای تفاوتهای قابل توجهی در توانایی ابراز صریح عواطف خود هستند. مثلاً برخی زوجها عادت دارند پیامهای عاطفی مبهم گیجكنندهای به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان میخندند وهم اخم میكنند.)
مهمتر از همه اینها، پژوهشگران دریافتهاند زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی كه رابطه زناشویی و عاطفی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یكدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهند.
زوجهایی كه با هم اختلاف و انتظارات نادرستی از یكدیگر دارند، پیامهای عاطفی خنثی یا نسبتاً منفی نسبت به یكدیگر بروز میدهند كه سبب ایجاد خشم و عصبانیت درهر دو، نسبت به طرف مقابل میشود. به این ترتیب، پیامدهای مخرب و منفی به صورت یك حلقه معیوب در میآید كه رهایی از آن برای هر دو زوج بسیار دشوار میشود. در حقیقت این نوع پیامدهای منفی و ویژگی بارز ازدواجهای ناموفق است. مطالعات دیگر نیز نشان داده زنان بهتر از مردان در ابراز دقیق عواطف و تشخیص آنها عمل میكنند. توانایی ابراز دقیق عواطف در زنان ناشی از توانایی بالای آنان در استفاده از رفتارهای غیركلامی در جریان ارسال پیامهای عاطفی است. برای مثال وقتی یك زن پیام عاطفی مثبتی به شوهرش میدهد، احتمالاً از علائم غیركلامی بدنی (مثل لبخند زدن) و از یك لحن صمیمانه هنگام سخن گفتن استفاده میكند. از طرف دیگر، مردان تمایل به استفاده از پیامهای مبهم و مختلط (تركیبی) دارند. برای مثال وقتی كه مردی میخواهد پیام عاطفی مثبتی به همسرش بدهد، این پیام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهدیدكنندهای چون حركات ابرو یا چشم.
همانگونه كه انتظار میرود ناتوانی مردان در تشخیص و بروز دقیق عواطف، علت مهم و اساسی ازدواجهای ناموفق است.
زوجهای شاد در مقایسه با زوجهایی كه رابطه عاطفی خوبی ندارند، احساس همدلی بیشتری نسبت به هم نشان میدهند و نسبت به احساسات یكدیگر حساسیت بیشتری به خرج میدهنددر مجموع، تمام این صحبتها یعنی زنان با هدف ایفای نقش مدیریت احساسات وارد زندگی مشترك میشوند، در حالی كه مردان در تداوم زندگی زناشویی چندان اهمیتی برای عواطف قائل نیستند. در واقع موضوعات خاصی چون میزان ارتباط جنسی، نحوه تربیت فرزندان یا این كه زن و شوهر با چه میزان بدهی و پسانداز احساس راحتی میكنند، موضوعاتی نیستند كه یك زندگی زناشویی را پابرجا نگاه دارند یا متلاشی كنند. برعكس شیوه بحث درباره این نكات حساس است كه در سرنوشت ازدواج حائز اهمیت است، حتی این كه زن و شوهر درباره نحوه مخالفت كردن به توافقی با یكدیگر برسند، رمز بقای ازدواج است. مردان و زنان باید بر تفاوتهای جنسیتی ذاتی خود در برخورد با احساسات حاد غلبه كنند. در صورت شكست در انجام این كار، زوجین نسبت به شكافهای عاطفیای كه در نهایت میتوانند موجب گسستن پیوند آنان شوند، آسیبپذیر میشوند. اگر یكی از زوجین یا هر دوی آنها، كاستیهای خاصی از نظر هوش هیجانی داشته باشند، احتمال عمیقتر شدن این شكافهای عاطفی افزایش خواهد یافت. گاتمن دریافت یكی از علائم اولیهای كه نشان از خطرناك بودن ازدواج را آشكار میكند، انتقاد شدید است. در ازدواج سالم، زن و شوهر در امر گله كردن از یكدیگر احساس راحتی میكنند، اما معمولاً زوجین در بحبوحه عصبانیت، گلههای خود را در قالبی منحرف همچون حمله به شخصیت طرف مقابل ابراز میكنند كه به ترور شخصیت معروف است، یعنی انتقادی است كه نه بر عمل فرد، بلكه به خود فرد وارد میشود و تأثیر عاطفی این انتقادهای شدیداللحن از شكایتهای منطقیتر بسیار تباه كنندهتر است. قابل درك است كه احتمال بروز چنین حملاتی زمانی افزایش پیدا میكند كه زن یا شوهر احساس كنند طرف مقابل شكایت آنان را نشنیده یا نادیده گرفته است.
زمانی گفته میشود كه رابطه زوجین، از لحاظ هوش هیجانی در سطح بالایی قرار دارد كه زن و شوهر انرژی خود را برای تعمیر اختلافها صرف میكنند. تعمیر یعنی نشان دادن عشق و محبت زن و شوهر به یكدیگر بدون توجه به تعارض و كشمكشی كه دارند. وقتی با همسرتان جر و بحث میكنید هركلمه و هر عمل شما با همسرتان میتواند اوضاع را بهتر یا بدتر كند. تعمیرات بیانگر این واقعیت هستند كه مهارتهای هوش هیجانی در درون رابطه مورد استفاده قرار گیرند. تعمیر یعنی پشت سر گذاشتن خشم، خشونت و دشمنی نسبت به همسر. اولین امید به تعمیر موفق، از خودآگاهی شما ریشه میگیرد. اگر هیجانها شما را محكم به دیوار میكوبند هرگز نمیتوانید بحث را به جایی برسانید، بنابراین زیرنظر داشتن و كنترل هیجانها و رفتارهایتان میتواند بسیار مشكل باشد. در طول جر و بحث برای این كه دچار بعضی احساسات نشوید مثل احساس گناه، انرژی خود را روی درك هیجانهای خود متمركز كنید. اگر فكر میكنید احساسها آنقدر شدید است كه نمیتوانید واضح فكر كنید، بهتر است گفتگو را به زمان دیگری موكول كنید.
اگر هیجانات، شما را بیحال و گیج كرده، به همسرتان بگویید كنترلتان را از دست دادهاید و به اندكی زمان نیاز دارید تا آرام شوید و افكارتان را از پراكندگی درآورید. اگر حدس میزنید كه بحث به جایی نمیرسد و نمیتوانید واضح فكر كنید خودتان را به زور وارد بحث نكنید. اگر به اندازه كافی آرام هستید و اگر میتوانید اوضاع را ارزیابی كنید، میتوانید گام بعدی را برای تعمیر بردارید. از مهارتهای هوش اجتماعی خود كمك بگیرید و روی این موضوع تمركز كنید كه اوضاع از دید همسرتان چگونه دیده میشود. حدس نزنید بلكه واقعاً فكر و احساس او را در نظر بگیرید. باید به همسرتان نشان دهید كه به نظر او اهمیت میدهید، حتی اگر با آن موافق نباشید. باید به راههایی بیندیشید كه از طریق آنها بتوانید همسرتان را متقاعد كنید افكار شما صحیحتر است و از خود بپرسید چگونه میتوانید احساسات او را ارزشمند بدانید. احترام گذاشتن به عقاید همسرتان چه غلط باشند چه صحیح، كلید كنار آمدن است.
برقراری رابطهای كه به خوشبختی و كامیابی منجر شود مستلزم توانایی ظرفیت هیجانی بالایی است كه قدرت درونی، مهارتهای تسلط بر نفس و توانایی تحمل توفانهای زندگی را به شما خواهد داد. با احترام و عشق و گذشت دو جانبه میتوانیم با افراد با آرامش ذهنی، كار یا زندگی كنیم وگرنه در دنیای آشفته درون خود زندگی خواهیم كرد.
© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.
تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.
مطالب ارسالی شما




