تبلیغات

تبلیغات

حاج قاسم سلیمانی

حدیث منزله و دلایل اثبات آن

مجموعه : دینی
حدیث منزله و دلایل اثبات آن
دلیل بر این که علی(ع) واجد مقام نبوت بوده حدیث شریف منزله است که با صحبت تمام متواتراً از طریق اهل تشیع و اهل تسنن با کم و زیاد در الفاظ ثابت شده که خاتم الانبیاء(ص) در دفعات متعدده و محافل مختلفه گاهی به امیرالمومنین علی(ع) فرمود "اما ترضی ان تکون منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی" یعنی: "آیا راضی نیستی که از من به منزله هرون از موسی باشی الا آنکه بعد از من پیغمبری نخواهد آمد" و گاهی به امت می فرمود "علی منی بمنزله هرون من موسی الخ"

برای روشن شدن مطلب و بصیرت اهل تسنن به عرض می رساند این حدیث شریف از کتب معتبره خود اهل تسنن و علمای آنها مانند سیوطی و حاکم نیشابوری و دیگران با تعدد آورده اند. مانند:

ابوعبدالله بخاری در ص 54 جلد سیم از کتاب مغازی در باب غزوه تبوک و در ص 185 از کتاب بدء الخلق صحیح خود در مناقب علی(ع).

مسلم بن حجاج در ص 236 و 237 جلد دوم صحیح خود چاپ مصر سال 1290 و در کتاب فضل الصحابه باب فضائل علی(ع).

امام احمد بن حنبل در ص 98 و 118 و 119 جلد اول مسند در وجه تسمیه حسنین و در ص 31 حاشیه جز پنجم همان کتاب

ابوعبدالرحمن نسائی از ص 19 خصائص العلویه هیجده حدیث نقل نموده

محمد بن سوره ترمذی در جامع خود

حافظ ابن حجر عسقلانی در ص 507 جلد دوم اصابه

ابن حجر مکی در ص 30 و 74 صواعق محرقه باب 9

حاکم ابو عبدالله محمد بن عبدالله نیشابوری در ص 109 جلد سیم مستدرک

جلال الدین سیوطی در ص 65 تاریخ الخلفا

ابن عبد ربه در ص 194 جلد دوم عقدالفرید

ابن عبدالبر در ص 473 جلد دوم استیعاب

محمد بن سعد کاتب الواقدی در طبقات الکبری

امام فخر رازی در تفسیر مفاتیح الغیب

محمد بن جریر طبری در تفسیر و تاریخ خود

سید مومن شبلنجی در ص 68 نورالابصار

کمال الدین ابو سالم محمد بن طلحه شافعی در ص 17 مطالب السئول

میرسیدعلی بن شهاب الدین همدانی در آخر مودت هفتم از موده القربی

>عمر بن الخطاب

و…….

ابوبکر محمد بن جعفر المطیری و ابوالیث نصر بن محمد السمرقندی الحنفی در کتاب (مجالس) و محمد بن عبدالرحمن ذهبی در (ریاض النضره) و مولی علی متقی در(کنزالعمال) و ابن صباغ مالکی در ص 125 فصول المهمه نقلا از خصایص و امام الحرم در ذخایر العقبی و شیخ سلیمان بلخی حنفی در ینابیع الموده و ابن ابی الحدید در ص 258 جلد سوم شرح نهج از نقض العثمانیه شیخ ابوجعفر اسکافی با مختصر اختلافی در الفاظ از ابن عباس (حبرامت) نقل نموده اند که گفت روزی عمربن الخطاب گفت وا گذارید نام علی را (یعنی آنقدر از علی غیبت نکنید) زیرا من شنیدم از پیغمبر(ص) که فرمود در علی سه خصلت است (که اگر یکی از آنها برای من که عمر هستم بود دوست تر می داشتم از هرچه آفتاب بر او می تابد) آنگاه گفت "من و ابو عبیده جراح و عده ای از اصحاب حاضر بودیم رسول اکرم(ص) تکیه داده بود بر علی بن ابی طالب تا آن که زد بر شانه های علی و فرمود تو یا علی اول مومنین هستی از حیث ایمان و اول مسلمین هستی از حیث اسلام آنگاه فرمود یا علی تو از من به منزله هرونی از موسی و دروغ گفته است بر من کسی که گمان می کند مرا دوست می دارد در حالتی که تو را دشمن می دارد."

در آیات قرآن آمده است که هارون واجد مقام نبوت و خلافت حضرت موسی و افضل بر تمام بنی اسرائیل بوده است.

در آیه 161 سوره 4 (نساء) می فرماید "به درستی که ما وحی کردیم به سوی تو هم چنانکه وحی کردیم به سوی نوح و انبیاء بعد از او و وحی کردیم به سوی ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و اسباط و عیسی و ایوب و یونس و هرون و سلیمان و دادیم داود را زبور.

و در آیه 52 سوره 19 (مریم) می فرماید "یاد کن در کتاب موسی را به درستی که بود خالص شده و رسولی پیغمبر و ندا کردیم او را از جانب طور ایمن و نزدیک گردانیدیم او را ز گوینده و بخشیدیم مر او را از رحمت خود برادری چون هرون که صاحب مقام نبوت بوده. هرون از جمله پیغمبرانی بود که استقلال در امر نبوت نداشت بلکه تابع شریعت برادرش حضرت موسی بود. حضرت علی(ع) هم تالی تلو مقام نبودت بوده ولی استقلال در امر نبوت نداشته بلکه تابع شریعت خاتم الانبیاء(ص) بوده. غرض و مقصود رسول اکرم(ص) در این حدیث شریف آن است که به امت بفهماند همان قسمی که هرون واجد مقام نبوت بود ولی تابع پیغمبر اولوالعزمی مانند حضرت موسی بود حضرت علی(ع) هم واجد مقام نبوت و با رتبه و مقام امامت در اطاعت شریعت باقیه خاتم الانبیاء(ص) بود که این خود خصیصه عالیه ای برای آن حضرت است.

پس ثابت گردید که علی(ع) در جمیع جهات نظیر و شریک رسول الله(ص) بوده کما آن که هرون نسبت به حضرت موسی بوده فلذا چون موسی هرون را در میان تمام بنی اسرائیل اولی و الیق به این مقام و افضل از همه دید از پروردگار متعال درخواست نمود که او را شریک امر من قرار بده که وزیر من باشد.

همین قسم خاتم الانبیاء(ص) چون در میان تمام امت از علی قابل و لایق­تر احدی را برای این مقام ند ید که افضل از همه امت باشد لذا از خداوند متعال درخواست نمود همان قسمی که هرون را وزیر و شریک موسی قرار دادی علی را وزیر و شریک من قرار بده

ابن مغازلی فقیه شافعی در مناقب و جلال الدین سیوطی در تفسیر درالمنثور و امام اصحاب حدیث احمد ثعلبی در تفسیر کشف البیان و سبط ابن جوزی در تذکره خواص الامه ضمن نزول آیه ولایت و نیز در ص 14 نقل می نمایند از ابی ذر غفاری و اسماء بنت عمیس (زوجه ابی بکر) که گفتند روزی نماز ظهر را در مسجد بجای آوردیم و رسول اکرم(ص) حاضر بوده سائلی برخاست سوال نمود احدی به او چیزی نداد علی(ع) در رکوع نماز بود با دست اشاره به انگشت خود نمود سائل انگشتر را از انگشت او بیرون آورد پیغمبر(ص) دید آن قضیه را پس سر مبارک به سمت آسمان بلند نمود عرض کرد "پروردگارا برادرم موسی از تو سوال نمود و گفت خدایا گشاده گردان برای من سینه مرا و آسان کن برای من امر و کار مرا (در تبلیغ رسالت) تا آنجا که گفت شریک ساز برادرم هرون را در کار من پس نازل فرمود بر آن حضرت آیه ای را که به موسی فرموده بود ما تقاضای تو را پذیرفتیم و به هم دستی و وزارت برادرت هرون بازویت را بسیار قوی می گردانیم و به شما در عالم قدرت و حکمت می دهیم که هرگز به شما دست نیابند"

آن گاه عرض کرد: "پروردگارا من محمد برگزیده و پیغمبر تو هستم پس گشاده گردان سینه مرا و آسان کن برای من امر مرا و قرار بده برای من وزیری از اهل من که آن علی(ع) باشد قوی گردان به وجود او پشت مرا"

ابی­ذر گوید به خدا قسم هنوز دعای پیغمبر تمام نشده بود جبرئیل نازل شد و آیه "انما ولیکم الله و رسوله " را بر آن حضرت قرائت نمود.

معلوم شد دعای پیغمبر(ص) مستجاب و علی(ع) مانند هرون برای موسی به وزارت رسول اکرم(ص) برقرار گردید.

حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب منقبه المطهرین و شیخ علی جفری در کنزالبراهین و امام احمد بن حنبل در مسند و سیدشهاب الدین در توضیح الدلایل و جلال الدین سیوطی در درالمنثور و دیگران از اکابر علمای اهل سنت در مصنفات و مولفات خود این حدیث را نقل نموده اند بعضی از اسماء بنت عمیس (زوجه ابی بکر) و بعضی از دیگران صحابه تا می رسد به ابن عباس (حبرامت) رضوان الله علیه که گفت "رسول خدا(ص) دست من و علی را گرفت پس چهار رکعت نماز گذارد آنگاه دست به سوی آسمان بلند نموده عرض کرد پروردگارا موسی بن عمران از تو سوال نمود (برادرش هرون را برای وزارت و شرکت در امر نبوت و ابلاغ رسالت) منهم که محمد هستم درخواست می نمایم که گشاده گردانی سینه مرا و آسان نمایی امر مرا و باز نمایی گره را از زبان من تا بفهمند حرف مرا و قرار بده برای من وزیری از اهل من و آن علی بن ابی طالب است محکم کن به او پشت مرا و شریک قرار بده او را در کار من (که رسالت و ابلاغ حقایق باشد)"

ابن عباس گفت صدای منادی را شنیدم که گفت "یا احمد به تو عطا کردیم آنچه سوال نمودی" آن گاه رسول اکرم(ص) دست علی را گرفت فرمود دست ها را به سوی آسمان بردار و از خدای خودت درخواست بنما که چیزی به تو عطا فرماید پس علی دست ها را بلند نموده عرض کرد "پروردگارا قرار بده برای من نزد خودت عهدی و پدید آور برای من در نزد خودت محبت و مودت را پس جبرئیل نازل گردید و این آیه شریفه (آخر سوره مریم) را آورد "ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا" "آنان که ایمان آوردند و نیکوکار شدند خدای رحمان آن ها را محبوب می گرداند (یعنی محبت و مودت آن را در دل های مسلمین افکند)"

اصحاب از این قضیه تعجب نمودند رسول اکرم(ص) فرمود "از چه چیز تعجب می کنید قرآن چهار قسمت است یک ربع قرآن مخصوص ما اهل بیت است و یک ربع قرآن حلال و یک ربع حرام و یک ربع فرائض و احکام است به خدا قسم نازل گردیده درباره علی کرائم قرآن مجید"

شاید اهل سنت گویند این حدیث درباره دو خلیفه ابوبکر و عمر صادر گردیده باشد و قزعه بن سوید از ابن ابی ملیکه از ابن عباس نقل نموده که رسول اکرم(ص) فرمود ابوبکر و عمر منی به منزله هرون من موسی؟؟؟؟

اگر برادران اهل سنت قدری تفکر کنند و به رجال روات مراجعه می نمودند خود را به زحمت نمی انداختند که گاهی به قول آمدی و گاهی به قول قزعه کذاب جعال استشهاد نمایند. حال آن که اکابر علما اهل سنت او را مردود و احادیث منقوله او را غیر قابل قبول آورده اند مخصوصا علامه ذهبی در میزان الاعتدال در ترجمه حالات قزعه بن سوید و عمار بن هرون منکر این حدیث گردیده و گوید هذا کذب پس وقتی قزعه مردود علماء اهل سنت می باشد حدیثی هم که از او نقل گردید مردود می باشد.

حدیث منزله به دفعات از پیامبر گفته شده است. یک بار در تبوک و مرتبه دوم در مدینه منوره که علی(ع) را به برادری برگزید فرمود "انت منی به منزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعد"

مسعودی (مقبول القول فریقین) در ص 49 جلد دوم مروج الذهب و حلبی در ص 26 و 120 جلد دوم سیره الحلبیه و امام ابوعبدالرحمن نسائی در ص 19 خصائص العلوی و سبط ابن جوزی در ص 13 و 14 تذکره و سلیمان بلخی حنفی در باب 9 و 17 ینابیع الموده از مسند امام احمد بن حنبل و عبد الله بن احمد در زوائد مسند و خوارزمی در مناقب این حدیث را نقل نموده اند.

در اینجا ثابت می شود که این حدیث شریف جنبه خصوصی نداشته بلکه عمومیت او اثبات است که رسول اکرم(ص) به این وسیله هر کجا مقتضی دیده خلافت علی را بعد از خود به این عبارت که علی منی بمنزله هرون من موسی الا انه لا نبی بعدی تثبت نموده که یکی از آن موارد غزوه تبوک بوده.

بعد از وفات رسول الله(ص) همان مردمی که مکرر از آن حضرت صراحه و کنایه شنیده بودند علی(ع) خلیفه من می باشد همان قسمی که جناب هرون خلیفه موسی بود علی را رها نموده روی هوای نفس و حب جاه و بعضی روی عداوت با بنی هاشم و جمعی از جهت حقد و کینه و حسد و بغضی که نسبت به شخص علی(ع) داشتند تشکیلات مخصوصی دادند چنانچه امام غزالی در اول مقاله چهارم سرالعالمین اشاره به این معنی نموده و صریحا می نویسد حق را پشت سر انداخته برگشتند به جهالت اولیه.

پایگاه فرهنگی هنری تکناز


تبلیغات