موضوعات
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
پر بازدید ترین های ماه
2 عکس یسیار قدیمی از حرم حضرت علی (ع)عکس هایی عاشورایی از یک عملیات جنگی نکاتی جالب و حیرت انگیز در مورد بسم اللهعکس هایی از دیدنی های کشور برزیلتبلیغ جالب 3 میلیون دلاری !! + عکسچه نوع عینک آفتابی استفاده کنیم؟ (2)اشعار زیبا مخصوص امام زمان (عج)عکس هایی از تزیین داخل یخچال تازه عروس ها چیزهایی که نشدیم ... !! (طنز)اولین زنی که فرمانده ناو جنگی شد !+ عکسچطور میتوان از مال حرام گذشت؟ خطای دید جالب و دیدنی ! (عکس)اس ام اس های تبریک روز پدر (7)زمانیکه پدر عکاس باشه چی میشه ؟! (تصویری)تشییع جنازه ناصرالدین شاه (عکس)عکس های بامزه و طنز (478)اگه گفتین چند نفر هستن !؟ (عکس)هنوزم زیباترینی ! (عکس)ابتکار یک هتل دار ایرانی خوش سلیقه ! (عکس)غرق شدن پسری برای نجات یک دختر !+ عکسفیلمبرداری از حمام زنانه توسط پسر 20 ساله + عکس عباس کیارستمی در ۳۵ سال پیش !!!+ عکسعکسی جالب از شکلک درآوردن زنان قاجاری ! فرهاد مجیدی به همراه دخترش !! + عکس
مستند عزاداری در ايرانآموزش آشپزی با قارچکلیپ های تبلیغاتی خنده دارمستند آتشفشان های آمریکاآموزش سنگ نوردیآموزش کشت قارچ (سری 2)مستند داستان واقعی اینترنتمجموعه بازی های فوتبالآموزش 101 زبان زنده جهانمستند اتومبیل لامبورگینیآموزش گیتار کلاسیک (مقدماتی)مستند کامل حیات وحش (Life)آموزش مکالمه زبان کره ایآموزش احداث گلخانه هلندیلبخند 3 (گلهای آفتابگردون)كارتون پلنگ صورتیمستند کانال مانشپک استثنایی ماشین بازهاآموزش سه تار (مقدماتی)آموزش طراحی ماشینژورنال شهرسازیمستند آبی استقلال (سری 2)کدام استقلال؟ کدام پرسپولیس؟
عکس 3 کودک کشته شده در برنامه خاله شادونه !فیلمبرداری از حمام زنانه توسط پسر 20 ساله + عکس عکس هایی از افرادی با زیباترین چشم هاجنجال بخاطر یک کلیپ هولناک از یک مادر ! + عکس عجب بد جنسی هست ! (عکس)تصاویر جدید برخورد با بدحجابی در تهرانانشا یک بچه دبستانی در مورد خارجی ها (اوج خنده)تست هوش از غضنفر ! (طنز)انشا یک دبستانی در مورد ازدواج (طنز)زندگی به بازیگر رضا داوود نژاد لبخند زد !+ عکسنابودی زمین به همین راحتی !! ( تصویری)دروازهبان به این بی خیالی دیدن !! + تصاویررییسجمهور با لباس جدید ( تصویری)عکس های بامزه و طنز (478)عکس هایی جالب از حیوانات خجالتی (2)عجب کارهایی می کنن بعضی ها ...! (عکس)ابتکار یک هتل دار ایرانی خوش سلیقه ! (عکس)غرق شدن پسری برای نجات یک دختر !+ عکساگه گفتین چند نفر هستن !؟ (عکس)هنوزم زیباترینی ! (عکس)عکس های طنز بامزه (86)دستخط زیبای حضرت علی (ع)عکسی جالب از شکلک درآوردن زنان قاجاری !
گالری عکس
گزارشی تصویری از دوقلوهای دختر بهم چسبیده ! + تصاویر
به گزارش تک ناز به نقل از جذاب نیوز - دو خواهر 11 ساله دوقلو و بهم چسبیده در مکزیک زندگی...
[ ادامه مطلب ... ]
با دیدن این خانه متعجب خواهید شد ! + تصاویر
این ساختمان در شهر ترفنس اتریش ساخته شده است.به گزارش تک ناز برای جذب گردشگران این خانه و ...
[ ادامه مطلب ... ]
عجیب ترین رکورد گینس توسط این خانم ! + تصاویر
عکس هایی از بلندترین ناخن های جهان مربوط به یک خانم تقریبا بیکار ! این رکورد در کتاب ر...
[ ادامه مطلب ... ]
جستجوی مطالب
خداوند بواسطه امام رضا (ع) دو حاجت رضا كیانیان را براورده کرد
رضا كیانیان بازیگر مشهدی سینمای ایران در آستانه ولادت امام رضا(ع) اعلام كرد حاجت بازیگر شدن را از امام هشتم گرفته است.
«میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.»
به نوشته خبر، این جملات را رضا كیانیان بازیگر سرشناس این روزهای سینمای ایران در آستانه ولادت امام رضا(ع) بیان كرد؛ بازیگری كه بعد از برآورده شدن حاجتش آنقدر در سینمای ایران درخشیده كه هیچگاه بازی او در «آژانس شیشهای»، «روبان قرمز»، «خانهای روی آب»، «همیشه پای یك زن در میان است» و... از اذهان پاك نخواهد شد.
او می نویسد:
برای یك نوجوان مشهدی كه آرزوهای دور و دراز دارد، چه جایی بهتر از حرم برای عقدهگشایی. وقتی از همه جای ایران كرور كرور زائر راهی مشهد میشوند و از امام هشتم مراد و طلب میخواهند و بعد راضی و امیدوار راهی میشوند به شهر و دیارشان، پس چرا یك نوجوان مشهدی كه سودای بازیگری دارد، راهی گوشه دنج حرم نشود و در میان آنهمه راز و نیاز جاری در میان رواقها و حیاطها رو به حرم ننشیند و با این امام مهربان دو كلمه حرف نزند و خواستهاش را نگوید. در آن روزگار برای من همه چیز در رسیدن به عشق و اول و آخرم یعنی بازیگری خلاصه میشد.
میخواستم مانند همه بازیگرانی كه دوستشان داشتم، كاری جز بازی نكنم. بذر این عشق سودایی را فیلمهایی كه در سینماهای مشهد میدیدم در جانم كاشته بود. تماشای آدمهایی كه زندگی را آنطور كه دوست داشتند میساختند و به آن چیزی كه میخواستند میرسیدند، برای هر نوجوانی حسرتبرانگیز بود. همین كه فیلم تمام میشد، همه نیاز بازیگری در جانم جمع میشد. مثل بغضی كه در گلوگیر كرده باشد. پس راهی حرم میشدم. جانی كه برای باز كردن گره جان و بغض گلو بهترین جای ممكن در مشهد است. میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.
سالها گذشت و در میان رفتوآمد به حرم و سینما، جاهای دیگری هم برای رفتن پیدا كردم. كتابخانه، سالن تئاتر. آرام آرام بازیگری برایم فقط لذت بازی نبود، چیز دیگری شد. آرزوی كار بازیگری، شده بود تمنای بازی در بازی كه راست باشد. دروغ نباشد. حرفی باشد برای گفتن و رازی برای افشا. این تمنا معلوم بود با سینمای آن روزگار كه فیلمسازان ایرانی روانه پرده سینماها میكردند، خیلی جور درنمیآمد. آرزوهایم ابعاد دیگری پیدا كرده بود. همین كه پا به حرم میگذاشتم و مثل همه زائران روبهروی ضریح مینشستم از امام غریب میخواستم كه شرایط را تغییر بدهد. شرایطی كه در آن بازیگری چیزی باشد كه من دوست داشتم.
از آن روزهای راز و نیاز در حرم سالها میگذرد. نیازی به توضیح نیست كه امام رضا(ع) هر دو خواسته من را برآورده كرده.
اكنون هم بازیگرم و هم در فیلمهایی بازی میكنم كه دوستش دارم. اما رسیدن به این دو آرزوی بزرگ آیا باعث میشود كه من دیگر به حرم نروم و در میان آنهمه حاجتمند نشسته روبهروی حرم، ننشینم و راز و نیاز نكنم. اتفاقاً میروم. هر بار كه راهم به مشهد و حرم میافتد راهی میشوم. بدون شك برای من كه دو حاجت بزرگ در زندگی از این بزرگوار گرفته جای هیچ شبهای نیست كه همچنان سفره دل برایش باز كند. اما این سالها كه میروم حرم، به جای بیان آرزو، سؤال میكنم. سؤالاتی كه در زندگی برایشان پاسخی یا پیدا نمیكنم یا اگر پاسخی هست قانع نمیشوم. از امام رضا(ع) میپرسم كه چگونه است كه برای كار در یك اثر خوب هنری، باید از هزاران بیتخصص در هنر و متخصص در امور دیگر اجازه گرفت و برای هر آثاری نازل و یك بار مصرف، همه آماده صدور هزار مجوز و دستوراند؟ چطور است كار خوبی كه به آن اعتقاد دارم یا اجازه ندارد، اجرا شود یا اگر هم اجرا شد، به هزار بهانه محدودش میكنند؟
هرگز نفهمیدم چرا سینماهای شهرم باید تعطیل بشوند و ما بچههای سینمایی تو چرا نباید در شهر تو بهترین نمایش فیلمها داشته باشیم؟ چرا از وزارت فرهنگ و ارشاد، فقط ارشادش باقی مانده؟ چرا در شهر مشهد تئاتر ساخته نمیشود، تا ما بچه تئاتریها بتوانیم بهترین نمایشها را در شهر خودمان روی صحنه ببریم؟ چرا ما بچههای مشهد، نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد باید غریبانه چشمشان به دست مركز باشد؟ مگر اینجا مركز نیست؟ چرا بهترین و زیباترین معماریهای جهان در شهر من نیست؟ چرا بهترین مجسمههای دنیا در مشهد كار گذاشته نمیشود؟ چرا بهترین سمفونیهای دنیا در مشهد اجرا نمیشود؟ چرا بهترین جشنوارههای هنری دنیا تو شهر مشهد نیست؟ چرا مشهد در شأن غربت توست، نه ولایت تو.
سؤالاتم را كه میپرسم. دلم كه خالی میشود، از حرم بیرون میآیم. مثل نوجوانی امیدوار و راضی با امام خداحافظی میكنم. اما غریب ساكت و پذیرنده در دل دنیایی از حاجت و نیاز در دل شهر مرا به حل مشكلاتم امیدوار میكند. دروغ نیست. من خودم شاهدم. امام هشتم هیچ سؤالی را بیپاسخ نمیگذارد.
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز
تعداد بازدید ۱۶۳۱ بار
رضا كیانیان بازیگر مشهدی سینمای ایران در آستانه ولادت امام رضا(ع) اعلام كرد حاجت بازیگر شدن را از امام هشتم گرفته است.
«میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.»
به نوشته خبر، این جملات را رضا كیانیان بازیگر سرشناس این روزهای سینمای ایران در آستانه ولادت امام رضا(ع) بیان كرد؛ بازیگری كه بعد از برآورده شدن حاجتش آنقدر در سینمای ایران درخشیده كه هیچگاه بازی او در «آژانس شیشهای»، «روبان قرمز»، «خانهای روی آب»، «همیشه پای یك زن در میان است» و... از اذهان پاك نخواهد شد.
او می نویسد:
برای یك نوجوان مشهدی كه آرزوهای دور و دراز دارد، چه جایی بهتر از حرم برای عقدهگشایی. وقتی از همه جای ایران كرور كرور زائر راهی مشهد میشوند و از امام هشتم مراد و طلب میخواهند و بعد راضی و امیدوار راهی میشوند به شهر و دیارشان، پس چرا یك نوجوان مشهدی كه سودای بازیگری دارد، راهی گوشه دنج حرم نشود و در میان آنهمه راز و نیاز جاری در میان رواقها و حیاطها رو به حرم ننشیند و با این امام مهربان دو كلمه حرف نزند و خواستهاش را نگوید. در آن روزگار برای من همه چیز در رسیدن به عشق و اول و آخرم یعنی بازیگری خلاصه میشد.
میخواستم مانند همه بازیگرانی كه دوستشان داشتم، كاری جز بازی نكنم. بذر این عشق سودایی را فیلمهایی كه در سینماهای مشهد میدیدم در جانم كاشته بود. تماشای آدمهایی كه زندگی را آنطور كه دوست داشتند میساختند و به آن چیزی كه میخواستند میرسیدند، برای هر نوجوانی حسرتبرانگیز بود. همین كه فیلم تمام میشد، همه نیاز بازیگری در جانم جمع میشد. مثل بغضی كه در گلوگیر كرده باشد. پس راهی حرم میشدم. جانی كه برای باز كردن گره جان و بغض گلو بهترین جای ممكن در مشهد است. میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.
سالها گذشت و در میان رفتوآمد به حرم و سینما، جاهای دیگری هم برای رفتن پیدا كردم. كتابخانه، سالن تئاتر. آرام آرام بازیگری برایم فقط لذت بازی نبود، چیز دیگری شد. آرزوی كار بازیگری، شده بود تمنای بازی در بازی كه راست باشد. دروغ نباشد. حرفی باشد برای گفتن و رازی برای افشا. این تمنا معلوم بود با سینمای آن روزگار كه فیلمسازان ایرانی روانه پرده سینماها میكردند، خیلی جور درنمیآمد. آرزوهایم ابعاد دیگری پیدا كرده بود. همین كه پا به حرم میگذاشتم و مثل همه زائران روبهروی ضریح مینشستم از امام غریب میخواستم كه شرایط را تغییر بدهد. شرایطی كه در آن بازیگری چیزی باشد كه من دوست داشتم.
از آن روزهای راز و نیاز در حرم سالها میگذرد. نیازی به توضیح نیست كه امام رضا(ع) هر دو خواسته من را برآورده كرده.
اكنون هم بازیگرم و هم در فیلمهایی بازی میكنم كه دوستش دارم. اما رسیدن به این دو آرزوی بزرگ آیا باعث میشود كه من دیگر به حرم نروم و در میان آنهمه حاجتمند نشسته روبهروی حرم، ننشینم و راز و نیاز نكنم. اتفاقاً میروم. هر بار كه راهم به مشهد و حرم میافتد راهی میشوم. بدون شك برای من كه دو حاجت بزرگ در زندگی از این بزرگوار گرفته جای هیچ شبهای نیست كه همچنان سفره دل برایش باز كند. اما این سالها كه میروم حرم، به جای بیان آرزو، سؤال میكنم. سؤالاتی كه در زندگی برایشان پاسخی یا پیدا نمیكنم یا اگر پاسخی هست قانع نمیشوم. از امام رضا(ع) میپرسم كه چگونه است كه برای كار در یك اثر خوب هنری، باید از هزاران بیتخصص در هنر و متخصص در امور دیگر اجازه گرفت و برای هر آثاری نازل و یك بار مصرف، همه آماده صدور هزار مجوز و دستوراند؟ چطور است كار خوبی كه به آن اعتقاد دارم یا اجازه ندارد، اجرا شود یا اگر هم اجرا شد، به هزار بهانه محدودش میكنند؟
هرگز نفهمیدم چرا سینماهای شهرم باید تعطیل بشوند و ما بچههای سینمایی تو چرا نباید در شهر تو بهترین نمایش فیلمها داشته باشیم؟ چرا از وزارت فرهنگ و ارشاد، فقط ارشادش باقی مانده؟ چرا در شهر مشهد تئاتر ساخته نمیشود، تا ما بچه تئاتریها بتوانیم بهترین نمایشها را در شهر خودمان روی صحنه ببریم؟ چرا ما بچههای مشهد، نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد باید غریبانه چشمشان به دست مركز باشد؟ مگر اینجا مركز نیست؟ چرا بهترین و زیباترین معماریهای جهان در شهر من نیست؟ چرا بهترین مجسمههای دنیا در مشهد كار گذاشته نمیشود؟ چرا بهترین سمفونیهای دنیا در مشهد اجرا نمیشود؟ چرا بهترین جشنوارههای هنری دنیا تو شهر مشهد نیست؟ چرا مشهد در شأن غربت توست، نه ولایت تو.
سؤالاتم را كه میپرسم. دلم كه خالی میشود، از حرم بیرون میآیم. مثل نوجوانی امیدوار و راضی با امام خداحافظی میكنم. اما غریب ساكت و پذیرنده در دل دنیایی از حاجت و نیاز در دل شهر مرا به حل مشكلاتم امیدوار میكند. دروغ نیست. من خودم شاهدم. امام هشتم هیچ سؤالی را بیپاسخ نمیگذارد.
«میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.»
به نوشته خبر، این جملات را رضا كیانیان بازیگر سرشناس این روزهای سینمای ایران در آستانه ولادت امام رضا(ع) بیان كرد؛ بازیگری كه بعد از برآورده شدن حاجتش آنقدر در سینمای ایران درخشیده كه هیچگاه بازی او در «آژانس شیشهای»، «روبان قرمز»، «خانهای روی آب»، «همیشه پای یك زن در میان است» و... از اذهان پاك نخواهد شد.
او می نویسد:
برای یك نوجوان مشهدی كه آرزوهای دور و دراز دارد، چه جایی بهتر از حرم برای عقدهگشایی. وقتی از همه جای ایران كرور كرور زائر راهی مشهد میشوند و از امام هشتم مراد و طلب میخواهند و بعد راضی و امیدوار راهی میشوند به شهر و دیارشان، پس چرا یك نوجوان مشهدی كه سودای بازیگری دارد، راهی گوشه دنج حرم نشود و در میان آنهمه راز و نیاز جاری در میان رواقها و حیاطها رو به حرم ننشیند و با این امام مهربان دو كلمه حرف نزند و خواستهاش را نگوید. در آن روزگار برای من همه چیز در رسیدن به عشق و اول و آخرم یعنی بازیگری خلاصه میشد.
میخواستم مانند همه بازیگرانی كه دوستشان داشتم، كاری جز بازی نكنم. بذر این عشق سودایی را فیلمهایی كه در سینماهای مشهد میدیدم در جانم كاشته بود. تماشای آدمهایی كه زندگی را آنطور كه دوست داشتند میساختند و به آن چیزی كه میخواستند میرسیدند، برای هر نوجوانی حسرتبرانگیز بود. همین كه فیلم تمام میشد، همه نیاز بازیگری در جانم جمع میشد. مثل بغضی كه در گلوگیر كرده باشد. پس راهی حرم میشدم. جانی كه برای باز كردن گره جان و بغض گلو بهترین جای ممكن در مشهد است. میرفتم توی حرم و از ضامن آهو میخواستم كه توجهی به حال من كرده و حاجت بازیگر شدن مرا نیز در میان این همه حاجت ریز و درشت كه از سوی زائران بیان میشد، ادا بكند.
سالها گذشت و در میان رفتوآمد به حرم و سینما، جاهای دیگری هم برای رفتن پیدا كردم. كتابخانه، سالن تئاتر. آرام آرام بازیگری برایم فقط لذت بازی نبود، چیز دیگری شد. آرزوی كار بازیگری، شده بود تمنای بازی در بازی كه راست باشد. دروغ نباشد. حرفی باشد برای گفتن و رازی برای افشا. این تمنا معلوم بود با سینمای آن روزگار كه فیلمسازان ایرانی روانه پرده سینماها میكردند، خیلی جور درنمیآمد. آرزوهایم ابعاد دیگری پیدا كرده بود. همین كه پا به حرم میگذاشتم و مثل همه زائران روبهروی ضریح مینشستم از امام غریب میخواستم كه شرایط را تغییر بدهد. شرایطی كه در آن بازیگری چیزی باشد كه من دوست داشتم.
از آن روزهای راز و نیاز در حرم سالها میگذرد. نیازی به توضیح نیست كه امام رضا(ع) هر دو خواسته من را برآورده كرده.
اكنون هم بازیگرم و هم در فیلمهایی بازی میكنم كه دوستش دارم. اما رسیدن به این دو آرزوی بزرگ آیا باعث میشود كه من دیگر به حرم نروم و در میان آنهمه حاجتمند نشسته روبهروی حرم، ننشینم و راز و نیاز نكنم. اتفاقاً میروم. هر بار كه راهم به مشهد و حرم میافتد راهی میشوم. بدون شك برای من كه دو حاجت بزرگ در زندگی از این بزرگوار گرفته جای هیچ شبهای نیست كه همچنان سفره دل برایش باز كند. اما این سالها كه میروم حرم، به جای بیان آرزو، سؤال میكنم. سؤالاتی كه در زندگی برایشان پاسخی یا پیدا نمیكنم یا اگر پاسخی هست قانع نمیشوم. از امام رضا(ع) میپرسم كه چگونه است كه برای كار در یك اثر خوب هنری، باید از هزاران بیتخصص در هنر و متخصص در امور دیگر اجازه گرفت و برای هر آثاری نازل و یك بار مصرف، همه آماده صدور هزار مجوز و دستوراند؟ چطور است كار خوبی كه به آن اعتقاد دارم یا اجازه ندارد، اجرا شود یا اگر هم اجرا شد، به هزار بهانه محدودش میكنند؟
هرگز نفهمیدم چرا سینماهای شهرم باید تعطیل بشوند و ما بچههای سینمایی تو چرا نباید در شهر تو بهترین نمایش فیلمها داشته باشیم؟ چرا از وزارت فرهنگ و ارشاد، فقط ارشادش باقی مانده؟ چرا در شهر مشهد تئاتر ساخته نمیشود، تا ما بچه تئاتریها بتوانیم بهترین نمایشها را در شهر خودمان روی صحنه ببریم؟ چرا ما بچههای مشهد، نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد نباید بهترین استودیوهای فیلمسازی را داشته باشیم؟ چرا برای فیلم ساختن باید برویم تهران؟ چرا مركز هنرهای نمایشی، تو مشهد نیست. چرا بچههای تئاتر مشهد باید غریبانه چشمشان به دست مركز باشد؟ مگر اینجا مركز نیست؟ چرا بهترین و زیباترین معماریهای جهان در شهر من نیست؟ چرا بهترین مجسمههای دنیا در مشهد كار گذاشته نمیشود؟ چرا بهترین سمفونیهای دنیا در مشهد اجرا نمیشود؟ چرا بهترین جشنوارههای هنری دنیا تو شهر مشهد نیست؟ چرا مشهد در شأن غربت توست، نه ولایت تو.
سؤالاتم را كه میپرسم. دلم كه خالی میشود، از حرم بیرون میآیم. مثل نوجوانی امیدوار و راضی با امام خداحافظی میكنم. اما غریب ساكت و پذیرنده در دل دنیایی از حاجت و نیاز در دل شهر مرا به حل مشكلاتم امیدوار میكند. دروغ نیست. من خودم شاهدم. امام هشتم هیچ سؤالی را بیپاسخ نمیگذارد.
گردآوری : پایگاه اینترنتی تکناز
تعداد بازدید ۱۶۳۱ بار
مطالب مرتبط
نکاتی جالب و حیرت انگیز در مورد بسم اللهاشعار زیبا مخصوص امام زمان (عج)چطور میتوان از مال حرام گذشت؟ زندگینامه امام محمد باقر علیه السلامچرا قبر حضرت زهرا (س) تا به حال پنهان مانده است؟ تسبیحات حضرت زهرا و کلام امام (ره)نقش باران از زبان قرآن کریمروش صحیح استخاره با قرآن و تسبیحامید بخشترین آیه قرآن کریم کدام است؟شهادت حضرت فاطمه (س)شعر زیبا برای حضرت فاطمه (س)سوره های سفارش شده در دوران بارداریچرا خداوند شیطان را آفرید ؟مانکنی روسی که با حجاب شد تا به خدا برسد (+عکس)خواننده آمریکایی که مبلغ اسلامی شد + تصاویرآِیا خداوند کسی را فقیر یا ثروتمند میکند؟بزرگ ترین قرآن با طلا در تهران (عکس)آیا فضیلت سوره نحل را می دانید ؟آیا هر سوگندی واجب الاجرا هست؟قهرمان بوکس جهان در حال نماز خواندن + عکس
اس ام اس جدید
مطالب جالب و خواندنی
مرد عجیبی که صورت خود را حراج کرده تصاویر
استفاده از عجیب ترین آلت ماساژ در چین تصاویر
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست ! عکس
ازدواج خانم بازیگر ایرانی که رکورد زد ! عکس
تابوت 10 هزار دلاری یک امریکایی ! عکس
جالب ترین کلیساهای دنیا را ببینید ! عکس
تعجب همه از عروس اتوبوس سوار ! عکس
بازیگرانی که فرزندشان هم بازیگر شدن ! تصاویر
گربه ای که پس از 16 سال به خانه بازگشت عکس
خالکوبی ده هزار آدرس سایت اینترنتی روی بدن عکس
ضرب المثل جالب چوبکاری نفرمایید
ترس عجیب این زن از دکمه لباس عکس
مقایسه پشت کامپیوتر نشستن !! (عکس )
استفاده از عجیب ترین آلت ماساژ در چین تصاویر
هواپیمایی که توسط زنی 80 ساله به زمین نشست ! عکس
ازدواج خانم بازیگر ایرانی که رکورد زد ! عکس
تابوت 10 هزار دلاری یک امریکایی ! عکس
جالب ترین کلیساهای دنیا را ببینید ! عکس
تعجب همه از عروس اتوبوس سوار ! عکس
بازیگرانی که فرزندشان هم بازیگر شدن ! تصاویر
گربه ای که پس از 16 سال به خانه بازگشت عکس
خالکوبی ده هزار آدرس سایت اینترنتی روی بدن عکس
ضرب المثل جالب چوبکاری نفرمایید
ترس عجیب این زن از دکمه لباس عکس
مقایسه پشت کامپیوتر نشستن !! (عکس )
© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.
تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.
مطالب ارسالی شما






