صفحه اصلی      |  عضویت در سایت  |   مطالب ارسالی شما |      تبادل لینک      |      فروشگاه سایت     |     گالری عکس   |       تعرفه تبلیغات  
موضوعات

توصیه های اخلاقی
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
----------------------------------
شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰    ساعت: ۱۲:۳۷
دخترها در مدارس چیکار میکنند ؟!! + عکسیک لحظه فراموش نشدنی در عروسی ! + عکسازدواج جالب دختر تایوانی بخاطر فرار از ترشیده شدن !! + عکس24 ساعت زندگی دانشجویی !!! + عکسچند عکس از سوتی های خنده دار ایرانی ها !!دختر ورزشکار آمریکایی با قد و اندامی باور نکردنی !!+ عکس عکسهای کتایون ریاحی به همراه همسرش دریک جشنرنگ مد لباس سال 1391 چه رنگی هست ؟ + عکساستفاده از جنین در نوشابه های Pepsi + عکسمدل مشهور ویتنامی خود را با پول فروخت !! + عکسبوسیدن فاطمه معتمد آریا توسط مجری مرد!+عکسعکس های جایزه به فاطمه معتمدآریا در پاریسقدرت باورنکردنی یک دختر 8 ساله مازندرانی ! +عکستصویر فردین از شبکه 3 سیما بعد سالها پخش شد ! + عکسعکسهایی دیدنی از بلند قد ترین دختران جهان !!عکس های جالب و خنده دار !! (456)اعدام مرد شیطانی بدلیل تجاوزهای مختلف !!فرار دیدنی خانم وزیر با پای برهنه ! + عکس سمند حمل جنازه هم ساخته شد + تصاویرحاملگی عجیب کودک 3 ساله + عکسعجیب‌ترین رستوران جهان را بشناسید + عکسعکسهای جالب از حالت چهره افراد در زمان ترسیدن !!شعر جالب مخصوص کارت عروسی (طنز)
جستجوی مطالب
 

حکایت جالب !!!! طنز

یك شب كه من و همسرم توی رختواب مشغول ناز و نوازش بودیم. در حالی كه احتمال وقوع حوادثی هر لحظه بیشتر و بیشتر می‌شد یك دفعه خانم برگشت و به من گفت: "من حوصله‌اش رو ندارم فقط می‌خوام كه بغلم كنی."
چی؟ یعنی چه؟
اس ام اس و جک
و اون جوابی رو كه هر مردی رو به در و دیوار می‌كوبونه بهم داد:
تو اصلاً به احساسات من به عنوان یك زن توجه نداری و فقط به فكر رابطه‌ی فیزیكی ما هستی!
و بعد در پاسخ به چشم‌های من كه از حدقه داشت در می‌اومد اضافه كرد:
تو چرا نمی‌تونی من رو بخاطر خودم دوست داشته باشی نه برای چیزی كه توی رختواب بین من و تو اتفاق می‌افته؟
اس ام اس و جک

خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب دیگه هیچ حادثه‌ای رخ نمی‌ده. برای همین من هم با افسردگی خوابیدم. اس ام اس و جک

فردای اون شب ترجیح دادم كه مرخصی بگیرم و یك كمی وقتم رو باهاش بگذرونم. با هم رفتیم بیرون و توی یك رستوران شیك ناهار خوردیم. بعدش رفتیم توی یك بوتیك بزرگ و مشغول خرید شدیم.  اس ام اس و جک

چندین دست لباس گرون قیمت رو امتحان كرد و چون نمی‌تونست تصمیم بگیره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش برای اینكه ست تكمیل بشه توی قسمت كفش‌ها برای هر دست لباس یك جفت هم كفش انتخاب كردیم. در نهایت هم توی قسمت جواهرات یك جفت گوشواره‌ای الماس.
حضورتون عرض كنم كه از خوشحالی داشت ذوق مرگ می‌شد. حتی فكر كنم سعی كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش یك مچ‌بند تنیس بخرم، با وجود اینكه حتی یك بار هم راكت تنیس رو دستش نگرفته‌بود. نمی‌تونست باور كنه وقتی در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزیزم."
اس ام اس و جک

در اوج لذت از تمام این خرید‌ها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزیزم فكر كنم همین‌ها خوبه. بیا بریم حساب كنیم."
در همین لحظه بود كه گفتم: "نه عزیزم من حالش و ندارم."
با چشمای بیرون زده و فك افتاده گفت:"چی؟"
عزیزم من می‌خوام كه تو فقط كمی این چیزا رو بغل كنی. تو به وضعیت اقتصادیه من به عنوان یك مرد هیچ توجهی نداری و فقط همین كه من برات چیزی بخرم برات مهمه."
و موقعی كه توی چشماش می‌خوندم كه همین الاناست كه بیاد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نمی‌تونی من و بخاطر خودم دوست داشته‌باشی نه بخاطر چیزایی كه برات می‌خرم؟"
خوب امشب هم توی اتاق‌خواب هیچ اتفاقی نمی‌افته فقط دلم خنك شده كه فهمیده "هرچی عوض داره گله نداره."

تعداد بازدید ۷۳۳۸ بار

ارسال به کلوب ارسال به فبس بوک ارسال به گوگل ارسال به فرند فید ارسال به فرند فید

ارسال این مطلب به دوستان :

© کلیه حقوق برای سایت تکنار محفوظ است.

تمامی مطالب این پایگاه تحت نظارت و مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.